اوشتوقان
مرکز بهداشتی
درمانی اوشتوقان ، بفرمایید . . . نه خیر دندانپزشک نیامده . خانم من از کجا بدانم
ساعت چند می آید . زهتاب دارد آن
ور حیاط بهداری سرنگ ها را می سوزاند . هفت هشت تا
گردو در کشوی میزم است که یادم می رود بخورمشان . مریض می گوید که گوسفندم در
ماشین مریض است عجله دارم . دارد گوسفندش را به دامپزشک می برد . خودش هم گلویش
درد می کند . پنج شنبه ها بزازها می آیند و زنها برای خرید می روند . مردها هم
برای خرید و فروش گاو و گوسفند به الپنک می روند . به زهتاب می گویم پولم نرسید
زمین را بخرم . تازه بغل کوه زمین بایر را می خواهم چکار .
صبحانه خامه عسلی و سنگک است . وسط صبحانه مسئول بیمه روستایی می آید . دفتر ثبت نام را دور انداخته ام . همه چیز را در اکسل می نویسم . چایی ام سرد شده است . زهتاب در سماور آّب ریخته است . باید تا چای ساعت 11 صبر کنم . بیست دقیقه مانده به ساعت 2 گرسنه ام می شود و همه گردو های کشوی سمت چپ را می شکنم می خورم .
کنتور آب بهداری یخ زده است . چاه
بهداری هر روز بیشتر از چهار کالون آب نمی دهد . زهتاب می گوید از فردا آبدارخانه
تعطیل است . چند روز است تلفن اداره قطع است . پولش را دیر ریخته اند .
آفتابه خالی است . شلنگ آب را باز
می کنم آب تا سقف مستراح فواره می کند . پس از چند هفته یخ لوله ها آب شده است .
افتخاری دارد در اتاق تزریقات می خواند . همان آهنگی که با میترا به در بند رفته
بودیم . سر و دست افشان ، غم دل بنشان ، دلدارت از سفر آید . همان آهنگی که با بچه
های اتاق 25 ساختمان 12، موکت های اتاق را در حیاط کوی می تکاندیم و من دلم برای
میترا تنگ شده بود .
زهتاب پرچم های دهه فجر را به
دیوار بهداری می زند . 35 تا عقب مانده ذهنی هست اما در فرم ب 3 آمارشان صفر است .
زهتاب باطری ساعت دیواری را عوض می کند . هموطن گرامی ، سبد کالا به شما تعلق
نگرفته است . در تله تکس درباره متروپل و مسعود کیمیایی نوشته .
اینجا هیچ چی خط نمی دهد . دکتر کد ارجاع بزن مریض معطل نشود دعوا راه نیانداز . از
بهداشت محیط زنگ زده اند که 5 ماه است آمارهایتان عین هم است . کپی پیست است .
نامه نوشته ایم جواب نداده اید . جوراب نپوشیده ام . با دمپایه چرمی به اداره آمده
ام . عجب وضعی است . تا دو ماه دیگر لپ تاب می دهند . همه دفترها و آمارها
الکترونیکی می شود و آنوقت پوشه های سبز را می سوزانیم . قصاب یکسال پیش سنگ صفرا
عمل کرده است . مشکل جنسی دارد . برایش تستوسترون می نویسم . داروخانه ندارد . در
برگه می نویسم از تبریز بگیرد . 4 کیلو گوشت گوسفند 110 هزار تومن .
چند سالته . متولد 59 هستم . می شود 34 سال .
کلیه هایم مشکل دارد . سوزش ادرار دارم . سیپروفلوکساسین 500 می نویسم و هیوسین .
آزمایش نمی خواهد . نه اگر خوب نشد بیا آزمایش بنویسم . این مگس از دیروز دست از
سرم بر نمی دارد . پشتکارش را تحسین می کنم . دستگیره پنجره را در می آورم جلوی در
اتاق می گذارم تا باد در را نکوبد .
مگس روی مهر پزشک خانواده ام دارد قدم می زند
. 23 قدم می شود . 8 سانتی متر . دستم می خورد گوگل ارت بالا می آید . ضربدرش را
می زنم می رود . مگس روی گوشم می نشیند . بی خیال می شوم . صبحانه سیب زمینی آب پز
است . مریض سه تا دفترچه آورده تاریخ هایش را عوض کنم .
زهتاب یک گوشی هوشمند خریده است . پذیرش نیست
خودم پول می گیرم . زنی فلک زده وسط بهداری برای خودش می چرخد . معلوم نیست چه
مرگش است . بدبختی که شاخ و دم ندارد . هر جا می رود پیرزن هم دنبالش می رود .
دارند دنبال پذیرش می گردند قبض بگیرند . دیرشان شده است . می خواهند به امام رضا
بروند . به کدام دکتر می روید . همان دکتر . من که نمی دانم همان دکتر کدام دکتر
است . اینجا باید بنویسم دکتر چشم یا گوش . به امام رضا می رویم . مشکلش چیه .
کبدهایش است می زند به پاهایش . خون بیرون می رود . خون استفراغ می کند . یک بار
بستری شده بود . گفته بودند دوباره بیا . کد ارجاع می زنم . متخصص داخلی .
کد ارجاع بزن می برم بچه را در طالقانی ختنه
کنم . سلام . خسته نباشید . وجودتان سلامت است . پسر ما در بیمارستان است از آنجا
گفتند ببرید به دفترچه نمنه بزنند . کدام بیمارستان . سینا . مشکلش چیست . تشنج
کرده . چند سالش است . 21 سال . قبلا رفته بود . قبلا آزاد برده بودیم هشتصد هزار
تومن شده بود پانزده روز در بیمارستان مانده بود . با 10 درصد 800 هزار تومن شد
گفتند اگر کد ارجاع بزند 5 درصد می شود . 800 تومن پول خرد داری .
نوزاد 5 روزه . لابد 37 درجه . تنفس 49 تا . نافش
هنوز نیفتاده . زردی خفیف . درخواست بیلی روبین . سلامت مردان ضامن سلامت خانواده
. پیرمردی خوش سیما و خوش . سلام علیکم . بفرمایید . واللا یک خرده ناراحتی دارم
می خواهم به دکتر بروم . چه ناراحتی . عذر می خواهم مثل اینکه فتق دارم آدرس دادند
بروم محلاتی . پسری که یک دستش داخل پیراهنش است . این از درخت افتاده بود برده
بودیم شهدا عمل کرده بودند . می بریم بخیه هایش را بردارند . لطفا قبل از تزریق
قبض تهیه فرمایید . مریض دهانش آفت دارد . دیفن هیدرامین قرقره کند . کپسول
تیراسیکلین را در 180 سی سی آب حل کند قرقره کند . بنزوکائین بزند . ویتامین سی .
ب کمپلکس . آب نبات مکیدنی روی . اصلا آفت درمان ندارد .
وسایل دندانپزشکی نشسته داخل روشویی مانده است
. دندانپزشک دارد اعلامیه ترحیم روی شیشه در ورودی بهداری را می خواند . صبحانه
املت می خوریم . زهتاب نیست که چای بیاورد . راننده ساعت یازده از تبریز بنر تسلیت
می آورد . بهورزها نیستند . خانه های بهداشت تعطیل است . همه بهورزها با مربی ها
به بانه رفته اند . من فکر می کنم کاپوچینو چیزی شبیه شعله زرد است . دکتر دهگردشی
می گوید نه بابا یک نوشیدنی است . امروز پیراهن سیاه راه راه و شلوار طوسی ام را
پوشیده ام . جوراب هم پوشیده ام . 12 ظهر به ختم می رویم . زهتاب زنش را خیلی دوست
داشت .
از چای ساعت 11 خبری نیست . بچه های زهتاب از
تهران آمده اند . نفری دو هزار تومن برای بنر جمع می کنند . از 20 هزار تومن زیاد
تر شد بقیه اش را صبحانه می خریم . زهتاب سه تا فلش 32 گیگ دانه ای پانزده تومن
خریده 20 تومن می فروشد .
تابستانها ماشین ها را پشت بهداری نگه می
داریم که سایه است . مدیریت کاهش و بلایا . مهمترین مخاطرات منطقه علاوه بر زلزله
. طوفان نمک . خشک شدن دریاچه . داعش . نوع مخاطره اتفاق افتاده . کاغذپاره ها .
هاله . هر چه بود گذشت . تعداد اسکیزوفرنی . خودم و خودش . خفیف روانی . همه جمعیت
تحت پوشش . دسته قندان چینی شکسته است . یکسال بیشتر است که شکسته است . قندان مال
اداره است . دستم خورده از روی میز افتاده زمین .
در قوری چینی آبدارخانه را هم شکسته ام . شیشه
میز اتاق معاینه کشیک را هم شکسته بودم . یعنی مریض در شیفت من شکسته بود و من
پولش را نگرفته بودم . دوشنبه که رفتم یک شیشه که از هر طرف یک وجب بیرون زده بود
روی میز گذاشته بودند . پسری با لکه های سفید روی پوستش . برایش هیدروکورتیزون
نوشته بودم . داروخانه به جایش بتامتازون داده بود . خوب نشده بود . ارجاع با کد
قبلی به پوست . بهورزها آخرش به بانه نرفتند . دندانپزشک می گوید مسئول بهورزی
دیروز در مطب بود از تبریز زنگ زدند که ماشین برای بانه پیدا نکردند .
صبحانه نیمرو است و لواش . لواش دانه ای 125
تومن است . هنوز پول صبحانه را نداده ام . زهتاب امروز هم نیست . دندانپزشک می رود
برای خودش چای بریزد برای ما هم می آورد . استکان دکتر دهگردشی را پیدا نمی کند .
حتما در اتاقش است . استکان دکتر دهگردشی شکلاتی است . مریض وسط صبحانه داخل می
آید که ماشین جلوی بهداری منتظر است زود دفترچه ام را امضا کنید بروم . می گوییم
چند دقیقه منتظر بنشیند داد و هوارش بالا می رود .
از آن پیرزن هایی است که 10 بار بر می گردد
داروهایش را می پرسد . آدم را دنگ می کند . با دخترش آمده است . دخترش هم اینجوری
است . 10 بار همه چیز را می پرسد . می گوید در تعزیه زن زهتاب زیاد نشستم قلبم
خسته شده است . پنج شنبه ها هفته بازار است . کودک 14 ماهه سندرم داون سرفه و تب .
چقدر اینجا سندرم داون زیاد است . یکی از داون ها دیروز در مسجد چای می داد . خیلی
هم قبراق و سر زنده بود . از داون ها خوشم می آید . ساده و مظلوم و سر به زیر و دوست
داشتنی هستند . این فلش که زهتاب دیروز فروخته مثل اینکه بد سکتور دارد . بعضی
فایل ها بعد از کپی کردن خوانده نمی شوند . تازه پاک هم نمی شوند . باید فلش را از
اول فورمت کرد .
در شیشه لپ تابم کوه جیران از پشت نرده های
پنجره دیده می شود و آسمان آبی بالای سرش . به جای کلماتی که در آفیس می نویسم
دارم منظره کوه پشت سرم را می بینم . از وقتی جای میزم را عوض کرده ام اینجوری شده
است . همه اش به خاطر کمد پوشه های سبز است که به اتاقم آورده ام . دندانپزشک جلد
اول تبریز مه آلود را تمام کرده است . شنبه جلد دومش را می آورم . دختری که مانتوی
قرمز پوشیده در سالن به این ور و آن ور می رود . از مریض های دندانپزشک است . در
روستا زنها ساپورت می پوشند آن وقت نماینده ها به تهران گیر داده اند . دهه شصت
یادت بخیر .
ماهی تابه نیمرو داخل ظرفشویی مانده است . چای
ساعت 11 را یک ربع به 12 با ساقه طلایی می خورم . متخصص گفته اگر تب کرد نصف قرص
دیازپام 2 بخورد تشنج نکند . سابقه تشنج دارد . من آخرش فرق اتوکلاو و فور را
نفهمیدم . پنج شنبه ها چه زود ساعت 12 می شود . سطل آشغال پلاستیکی قرمز رنگ را آن
ور میز گذاشته ام . آبسلانگ را پرت می کنم داخلش می افتد . باید از سطل آشغالهای
استیل پدالی از اداره بگیرم . و یک پنکه برای اتاقم . کولر یکماه است که خراب است
. تسمه اش در اتاق زهتاب مانده است . مگس ها ویراژ می دهد .
از فامیل های زهتاب است . از تهران برای ختم
آمده است . نفخ دارد و دردی که نمی دانم از کجای بدنش می گیرد و می چرخد و به کجا
و کجایش می زند . از همان دردهای بی سر و تهی که از گوش راست مریض به کبدش و انگشت
پای راستش می زند . این مگس در یک دقیقه هفده بار روی موهای سرم می نشیند .
دندانپزشک گفت خداحافظ و رفت . حتما اف یک زده است . خدا به خیر کند .
دکتر دهگردشی با کاغذ کادو اتاقش را کاغذ
دیواری کرده است و چند تا گلدان کاکتوس کوچک هم روی میزش گذاشته است . هر روز با
سرنگ 5 سی سی به کاکتوس ها آب می دهد . پشت میزش می نشیند با موبایلش ور می رود .
دارد سایت آموزش مداوم را می بیند که امتیازهایش را داده اند یا نه .
در نمازخانه یک فرش ماشینی 2 در 3 متری
انداخته اند . نمازخانه پشت پذیرش است و این ورش اتاق صبحانه است و یک تلویزیون ال
جی که زهتاب می نشیند تله تکس هایش را نگاه می کند . صبحانه یا املت است با فلفل
یا نیمرو است یا سیب زمینی و تخم مرغ آب پز است یا نان و پنیر و چای شیرین است و
گاهی مربای هویج با خامه پاستوریزه است . دکتر دهگردشی و دندانپزشک این ور میز می
نشینند و زهتاب و راننده آن ور میز . دکتر هم طرف پنجره روی صندلی چرخان می نشیند .
ساعت هشت و نیم به اداره می رسم . رفته بودم
اداره کار . که بیمه 3 سال بهداری زندان را درست کنم . در دادگاه تجدید نظر ماده 148
را ننوشته اند . تا من بیایم دکتر دهگردشی همه چیز را در وایبر نوشته است . زهتاب
در کنار ساختمان را باز کرده است . دارد با راننده می رود صبحانه بخرد . جلد دوم
کتاب تبریز مه آلود را برای دندان پزشک آورده ام . بهداشت خانواده برای پایش آمده
است . می داند که مانا و سالمندان پر نمی کنم . بوکلت کودک سالم و بوکلت مادران
چاپ جدید را هم پیدا نمی کنم . می رویم کتابخانه را هم می گردیم یافت می نشود .
باید درخواست کنیم دوشنبه امور عمومی از شبستر بگیرد . دکتر دهگردشی پماد
کلوتریمازول نوشته است که داروخانه مان ندارد . داروخانه می گوید شرکت اصلا پماد
کلوتریمازول نمی دهد .
کودک 3 ساله اسهال دارد . پدرش معتاد است .
نرفته برایش دفترچه روستایی بگیرد . مادرش قهر کرده بچه را برداشته آمده خانه پدرش
. قبض آزاد هشت هزار تومنی می گیرد . برایش نمونه وبا می نویسم . می فرستم از خانه
ظرف التور بگیرد . خانه بهداشت آن طرف حیاط است . در این داستان یک بهورز بیشتر
ندارد . مریض آمده ظرف برای نمونه خلط بگیرد . بهورز گفته که زیر سه سال نمی تواند
نمونه خلط بدهد .
دستشویی روبروی آبدارخانه است . آبدارخانه یک
اتاقک یک در دو متری است . گاهی همه کادر اول صبح در آبدارخانه جمع می شوند . مریض
آمده که هر وقت می رویم بهورز فلان روستا نیست الان هم گذاشته رفته مشهد . در پشت
سر نسخه یاد داشت می کنم . می گویم مربی اش در ساختمان آن ور حیاط است خواستی بگو
. پیرزنی از کار افتاده و آب رفته از روستای بالایی آمده است . کلی دعا می کند تا
می نشیند که شما نور چشمهایتان را گذاشته اید تا همه سالم بمانند . قدیم ها که
اینجوری نبود . یکی سرخجه می گرفت می مرد . پاهایش درد می کند . فشارش 16 روی 9
است . از داروهای فشار نارنجی برایش می نویسم . می گوید آمپول ننویس در روستا کسی
نیست بزند . چقدر اخلاقش خوب است .
امروز هوا سرد بود جوراب پوشیده ام . از وقتی
دمپایه می پوشم انگشت شست پای چپم بهتر شده است . هواکش دستشویی وقتی کار می کند
انگار اسفالت سوراخ کن کار می کند . تابستان تمام شد و هنوز این کولرمان درست نشد
. و این مهتابی های بالای سرم که مثل زنبور صدا می دهند .
موبایلم شارژ ندارد . می گوید مشترک گرامی
تلفن شما بعلت بدهی مسدود می باشد . با تلفن اداره زنگ می زنم خانم آمار گوشی را
بر می دارد می گویم امروز دکتر دهگردشی به نظام وظیفه رفته است برای پایش نیایند .
بهورز قبض تلفن را آورده است . دیروز در پایانه نیم ساعت در صف گاز ایستادم . فشار
گاز کم بود . یک ربع تعطیل کرد تا اتوماتیک کرد و فشار بالا آمد . بعد به کارواش
اتوماتیک رفتم . چای کنار . 5 هزار تومن .
همیشه صفحه اول دفتر ثبت نام را خوش خط و مرتب
می نویسم و کم کم از صفحه سوم به بعد قر و قاطی می شود . عمدی نیست . عصر با
خودکار نوشتن گذشته است . خنده دار است که هنوز در دفترهای کاغذی می نویسیم و
فرمهای کاغذی را پر می کنیم . اصلا همه سیستم بهداشتی ما کاغذی است . سلامتی مردم
هم کاغذی است . چقدر اینترنت نسل سه و چهار حال می دهد . من عاشق تایپ کردن هستم .
این روزها فکر کردن هایم هم ده انگشتی شده است . ک م ن ت ا ش س ی ب ل .
ساعت 9 صبح است تازه دارند گوجه خرد می کنند
املت بپزند . ساقه طلایی نخورم چکار کنم . مریض ها یا اصلا نمی آیند یا همه باهم
می آیند . خانم 60 ساله . تاری دید . ارجاع چشم با کد تصادفی 157 . این والیبالمان
اصلا به فرهنگ و سیاست و اقتصاد و عقلانیتمان نمی خورد . والیبالمان 150 سال از
خودمان جلوتر است .
دکتر دهگردشی دیروز آبگوشت خورده و دندان عقلش
شکسته است . دندانپزشک زنگ زده که دو ساعت دیر می آید . صبحانه دوازده تا تخم مرغ
می خریم . زهتاب و دندانپزشک نیمرو می کنند و ما آب پز می خوریم . با سه تا سنگک .
نفری هزار تومن . یک خانم باردار آمده که اچ
بی اس آنتی ژن مثبت است . دکتر دهگردشی با دکتر بیماری ها صحبت می کند . مریض عجله
دارد قبضش را پاره می کند و می رود . از شبکه بوکلت کودک سالم و بوکلت چاپ جدید
مادران را فرستاده اند . گسترش هم چک لیست پایش بهورز و مربی و ماما و امور عمومی
را برایم فرستاده است . دکتر دهگردشی یک رادیو روی میزش گذاشته است که مال عهد ما
قبل بوق است . باطری می خورد اما وقتی مهتابی اتاق روشن می شود رادیو آهنگ می
خواند .
ساعت را یکساعت عقب کشیده اند اما من با ساعت
قبلی به اداره آمده ام . مهتابی ها صدا می دهند . باید به زهتاب بگویم عوضشان کنند
. دارم با زبانم با خمیرهای ساقه طلایی که به دندانها و سقف دهانم چسبیده اند ور
می روم . امروز 31 شهریور است . گفتم میدان آذربایجان رژه است از پل کابلی و
اتوبان کسایی و راه آهن آمدم . راه آهن مثل اینکه پل هوایی می زنند . ترافیک است .
6:55 دقیقه انگشت زدم . همه ارجاع ها را در دفتر ارجاع نمی نویسند . این از قانون
های نانوشته آیین نامه پزشک خانواده است .
صدای سرفه زنی از سالن انتظار می آید . و صدای
پاهایی که تا پشت در می آید و بر می گردد . تشنج . ارجاع اعصاب کودکان . بیست
هفتصد و بیست ممیز صد و پنجاه و هشت . و زنی که عکس زانویش را آورده است . سالم
است . چقدر شب زود خوابیدن حال می دهد . چقدر صبح زودتر از همه به اداره آمدن حال
می دهد . ساعت دارد به طرز سنگینی تیک تاک می کند .
توپ والیبال را باید بیاورم اوقات بیکاری در
پشت بهداری بازی کنیم . زهتاب می گوید در حیاط آتش نشانی همیشه والیبال بازی می
کنند . صدای مهتابی ها کم شد . فکر کنم فقط ده بیست دقیقه اول صدا می دهند . بهورز
زنگ زده که دخترمان را می خواهیم مدرسه شاهد ثبت نام کنیم ساعت 10 باید آنجا باشیم
امروز نمی آییم .
ساعت 3 عصر است . همه رفته اند . زهتاب سپرد
که در را قفل کنم و کلیدش را زیر آجر بگذارم . زنجیر در حیاط را هم قفل کنم . زهتاب
می گوید اینها یا خودشان عقل ندارند یا ما را بی عقل حساب کرده اند ساعت یک ظهر به
بعد که مریض نمی آید . به میترا و اکرم زنگ می زنم که امروز تا ساعت سه و نیم عصر
در اداره می مانم نگران نباشند و ناهارشان را بخورند . پس از سه سال برای اولین
بار در نمازخانه درمانگاه نماز می خوانم چه حالی می دهد . مگس در درمانگاه پر نمی
زند . صدای تایپ کردنم را می شنوم .
گوشی دارد برای خودش زنگ می زند . کسی نمی رود
برش دارد . زهتاب دارد صبحانه می خورد . همه در آبدارخانه دورش جمع شده اند و
دارند حرف های صد من یک غاز می زنند . گوشی دارد خودش را می کشد . امور عمومی هنوز
نیامده است . زهتاب می رود گوشی را بر می دارد . بله بفرمایید . بهورز است . زنگ
زده است امروز را مرخصی می خواهد .
برای فاضلاب جدول کشی کرده اند جلوی درمانگاه
، پیمانکار قهر کرده رفته آب جلوی بهداری جمع می شود فردا پس فردا یخ می زند مریض
ها زمین می خورند به زهتاب می گویم به شورا و دهیار زنگ بزند هیچ کدامشان را پیدا
نمی کند . برق ها رفته است . زهتاب یک ربع مانده به 11 چای می آورد . می گوید برق
ها رفته گفتم تا چای سرد نشده بیاورم . صدای عصای
پیرمردی که کلاهی به سر گذاشته و اشتباهی دارد به ته سالن می رود . چند دقیقه می
گذرد و خبری از پیرمرد نمی شود . ته سالن چیزی مثل جزیره برمودا شده است .
از استان آمده اند برای پایش . روپوش می پوشید
. نه نمی پوشیم . یعنی یک روپوش کهنه در دندانپزشکی است هر وقت رئیس شبکه می آید
سریع آن را می پوشیم . ساعت کار مرکز را در معرض دید عموم نصب کرده اید . نه نکرده
ایم . یعنی کرده بودیم این پانل جدید را که دادند دیگر برای آن در بورد جا نشد نمی
دانم کجا گذاشتیمش . ساختمان را هم که نقاشی کردند همه چیز گم شد . پرونده پر می
کنید . نه نمی کنیم . یعنی می کنیم اما اونحوری که باید نمی کنیم . دفتر ارجاع
دارید . بله که داریم اما الان نمی دانم کجاست . آهان دیروز که دهگردشی رفته بودم
در خانه جا مانده است . چند درصد ارجاع می دهید . سی چهل درصد اما در آمار 10 درصد
می نویسیم . چند درصد پسخوراند می دهند . بیست و چند درصد . به شبکه اطلاع داده
اید . نه نداده ایم . تا ساعت چند می مانید . تا 2:20 دقیقه .
الپنک
سگ ها دارند دنبال ماشین می دوند . شیشه ماشین
را بالا می کشم تا داخل نپرند . از جلوی مسجد روستا به کوچه بهداشت می پیچیم .
گوسفندها در کوچه تحصن کرده اند و تکان نمی خورند . بوق می زنم چوپانشان می آید و
با زبان خودشان حالی شان می کند که راه را برای پزشک خانواده پنج ستاره باز کنند .
بیشتر اهالی بدنبال یک قتل و دعوای طایفه ای
گذاشته اند رفته اند . دو سال است با شورا و دهیار جمع می شویم نیاز سنجی پر می
کنیم دفع غیر بهداشتی فاضلاب در می آید و آنوقت هیچ غلطی نمی توانیم بکنیم .
آب رودخانه کم شده است و من دارم از بالای پل
دنبال قورباغه ای چیزی می گردم . سنجاقک ها مثل هلی کوپترهایی که در زندان برایمان
غذا می آوردند دارند بالای رودخانه پرواز می کنند . سنگی در آب می اندازم و صدای
قورباغه ای که در آن نزدیکی هاست در می آید . قورباغه های دیگر هم صدایشان بلند می
شود و من به طرف ماشین می روم .
پیرمردی دارد پهن ها را با بیل در فرغون می ریزد . مرغ ها
دارند زیر درخت ها دنبال دانه ای چیزی می گردند . یک سگ در سایه زیر دیوار خوابیده
است . زنها با فرغون ، دبه های خالی را می آورند از تانکر آب می برند . فاضلاب از
وسط روستا می گذرد . فضولات حیوانی را هر کس هر کجا دلش خواست می ریزد . نه
ایرانسل خط می دهد و نه همراه اول . وانتی آمده از روستایی ها آهن و آلومینیوم
بخرد . با بلندگو سماور کهنه و بخاری کهنه داد می زند .
در قوطی های بیسکویت برای روستایی ها دارو
آورده ایم . خانه بهداشت ، آب لوله کشی ندارد . گرمای تابستان و بوی فضولات حیوانی
که دور تا دور خانه بهداشت ریخته اند و فاضلابی که از جلوی خانه بهداشت می گذرد و
بوی گرد و غباری که از کف و در و دیوار خانه بهداشت بلند می شود آدم را منگ می کند
.
شارژر لپ تاب را به پریزی که از دیوار کنده
شده و با دو تا سیم آبی و قرمز از از گچ دیوار آویزان است وصل می کنم . در عین
ناباوری کار می کند . با انگشت روی گرد و غبار میز اتاق پزشک سلام می نویسم .
بهورز زحمت می کشد با دستمال گرد و غبار میز و صندلی ها را می گیرد . دفتر ثبت نام
بیماران را نیاورده ام اسم مریض ها را در اکسل تایپ می کنم .
قلم خوردگی از طرف اینجانب است .
دو رنگ بودن خودکار از طرف اینجانب است . ردیف دوم شربت کوآموکسی کلاو 312 صحیح
است . بدخط بودن نسخه تقصیر خودم است . مزخرف بودن نسخه به خاطر فرمایشات و
درخواست های مریض است .
چند تا مگس و پشه مرده از تور عنکبوت زیر
مهتابی آویزان هستند . گچ سفید دبوار ها چیزی در مایه های خاکستری شده است . اینجا
نمی شود کار کرد همه پرونده های فشار و دیابت و روان را بر می دارم به خانه می برم
تا قبل از آمدن بیماری های غیر واگیر دستی به سر و رویشان بکشم اینجوری افتضاح است
.
زیج حیاتی .
شاخص های زرد و قرمز در پانل . برنامه ریزی سالانه . فرم الف مدارس . تقویم آموزشی
. نیاز سنجی . دفع غیر بهداشتی فاضلاب . سگ های ولگرد . فضولات حیوانی . آب
آشامیدنی غیر سالم . اعتیاد . آمار ماهانه . آمار سه ماهه . فرم ب 3 . فرم 112.
فرم یک روز در ماه . بیماری هایی که باید گزارش شوند . نمونه
خلط . محیط کشت التور .
آقای دکتر
یک چک آب کلی بنویس . من پنی سیلین نزنم خوب نمی شوم . من سرم نزنم خوب نمی شوم .
دو بسته کپسول برای شوهرم . داروی فشار نمی خورم عادت کرده می شوم . خانم باید
وزنتان را کم کنید . باید دستشویی فرنگی استفاده کنید . یکی از آن پلاستیکی ها
بخرید . زانوهایتان را خم نکنید . روزی چند ساعت قالی می بافی . سقط حیوانی . گوشت
قرمز و تخم مرغ نخورید . گوشت مرغ چی . روزی ده بیست لیوان آب بخورید . آب نمی
توانم بخورم آقای دکتر . سبزیجات بخورید . کاهو بخورید . ماهی بخورید . آقای دکتر
یک دارو بنویس غذا بخورد . تنقلات نخرید . اصلا از مغازه چیزی نخرید . فقط غذای
خانگی .
خانه بهداشت را موکت کرده اند .
کفش هایشان را بیرون خانه در می آورند . پاشنه جورابم پاره است . پاهایم را زیر
میز مخفی کرده ام تا مریض ها نبینند . ردیف بالا زونکن های آبی و ردیف پایین زونکن
های زرد است . پایین قفسه روی موکت هم قطره های مولتی ویتامین است . یک قوطی قرص
لاینسترنول روی میز است . صدای قدقد مرغ از حیاط بهداری می آید . ویزیت پزشک 800
تومن است . از چیپس ارزان تر است . مریض ها دسته جمعی می آیند .
دفتر گزارش . سوزن ته گرد . منگنه
. ماشین حساب . متر پارچه ای . پاک کن . لاک گیر . سر رسید . خودکار قرمز . ترازوی
کودک . مریض چند تا سنگ و توپ و مهر چشم زخم به لباس نوزاد سنجاق کرده است . اینها
چی است . مهر امام رضای غریب است . دیگر قرص جلوگیری به خانه های بهداشت نمی دهند
. دفترچه ات را بده دکتر بنویسد . این خانم آزمایش هایش ناقص بوده باید درخواست
کنیم . در تبریز به بیمارستان امیرالمومنین می روم . متخصص است ؟ بله . اگر با من
کاری ندارید بروم واکسنش را بزنم . پرونده
پیش از بارداری باز نکرده بودی ؟ سونو گرافی هایت را آورده ای ؟ پول باید بدهیم ؟
نه باردار پول لازم نیست .
از آن شربت های پودری ندارید .
بفرمایید سیب مشهدی . خیلی شیرین است . این باردار ها حتما بیایند قلب هایشان را
گوش کنم . راننده می گوید قصاب کلی معلومات دارد . سواد ندارد اما همه چیز را می
داند . آقا چرا با کفش داخل آمدی . من کفش هایم را صبح می بندم شب از پایم در می
آورم .
یک برانکارد جمع شده و یک پاروان
بدون پرده شکسته ، یک پنجره سیاه زنگ زده که در جای شکسته شیشه ، چیزی مثل سفره یا
رومیزی که طرح گل آفتاب گردان دارد چپانده اند تا حتما سرما یا حشره داخل نیاید .
روی میز یک دو هزار تومنی آبی رنگ که از وسط تا شده و عکس امام رویش است و چند تا
برگ کنده شده دفترچه تامین اجتماعی . روی سرامیک ها یک نوشابه خانواده خالی که از
نصف بریده اند و داخلش یک قیچی قدیمی کج و کوله از آنها که پیرزن ها ناخن هایشان
را می چینند و یک مهره ماسوره و چند تا پیچ و یک رل پلاک .
بهورز دارد با فشار سنج ور می رود می گوید
چینی است دو روزه خراب می شود . آفتاب که می افتد گرد و غبار روی شیشه لپ تاب به
چشم می زند . چند نفری دارند سوراخ سمبه های فشار سنج را می گیرند . خودکار مرا
چکار کردی خودکار دکتر را گرفته ام . دفتر ارجاع را پیدا نمی کنم . یکشنبه بعد
بیاور پرونده ات را تکمیل کنم از الان می گویم هفتم بهمن وقت سونوگرافی ات است .
حامله داریم ؟
سه کیلو و 120 گرم . بستری نشده
بود . زردی نداشت . مادرش گواتر ندارد . شماره خانه تان را بده . دستتان درد نکنه
. نگه دار دور سرش را هم بگیرم . الان سه کیلو شده . 120 گرم هم کم شده . دکتر
چقدر گرفت . یک و نیم میلیون . امیر المومنین . 700 هزار هم هزینه بیمارستان شد .
حمامش کرده ای ؟ عرق کرده . در روز 14 با مادرش باهم می آوری شان . اگر جمعه بود
روز 15 بیاور . 19 آبان بیار . مادرش مشکلی ندارد . لیزر است دیگر . بچه را دیروز
برده بودید دیگه نه ؟ گفت کمی زردی داره . پرونده بدو تولدش را می آوری آقای دکتر
امضا کند .
خش خش پیدا کردن فرمها در پرونده
. تا یکماه جواب آزمایش می آید . مامانش خوب است ؟ شیرش خوب است ؟ به کی شبیه است
؟ قنداب که نمی دهید . نه هیچ چی خاله قیزی . اسمش چیه . سلوی ؟ معنی اش چی مشه
آقای دکتر . فکر کنم پیاز یا سیر باشه . در میان قوم موسی چند کس . بی ادب گفتند کو
سیر و عدس . چند بار شیر می دهید . هفت هشت بار . خاله قیزی یکی از سینه های مادرش
زخم شده . ضد ترک سینه هیدرو درم . آنقدر خوب اثر می کند که . زود زود بزند که ترک
نخورد . الان این می تونه بره دیگه . پول ندادی هنوز . نه هزار تومن می شه . برای
نمونه تیروئید . دستکش داری . بله اونجاست . هر ماه یکبار با سه انگشتت سینه هایت
را معاینه می کنی .
شوهرت معتاد نیست . زن دیگر ندارد
. همه واکسن هایت را زده ای . دندانهایت را مسواک می زنی . برای سه ماه باید اسید
فولیک بخوری با شیر و چای نمی خوری . این سه ماه باید جلوگیری کنی . برای چه اسید
فولیک می خوری برای اینکه بچه عقب مانده نشود . همهمه زنها در اتاق انتظار .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر