سلام پسرم . ببخش که از خواب بیدارت کردم . برو بخواب . این
چندمین وصیت نامه ای است که برایت می نویسم اما شکر خدا هنوز نمرده ام . پسرم کم
رو نباش . پر رو هم نباش . من از آدمهای پر رو خوشم نمی آید . البته حقوق سیاسی و
اجتماعی را در سطح کلان طلبیدن فرق می کند . آدم باش . به جهنم هم که رفتی آدم باش
و با همه مثل آدم رفتار کن . پسرم خواستی درس بخوان یا درس نخوان اما هیچوقت احمق
نباش . دنیا را جدی نگیر جدی هم گرفتی سخت نگیر سخت هم گرفتی شب ها مسواک بزن و رو
به قبله بنشین و با خدایی که در ذهنت داری چند کلمه خودمانی و راست حسینی حرف بزن
. به قبله هم ننشستی ننشستی . پسرم حرف مردم آدم را بدبخت می کند پس حرف مردم را
از این گوش بشنو و از آن گوش بیرون کن و اگر فکر می کنی که این گوش از داخل جمجمه
به آن یکی گوش راه ندارد کلا حرف مردم را نشنو یعنی الکی سرت را تکان بده که داری
حرفهایشان را گوش می کنی اما در ذهنت به اهداف بزرگی که باید در این عمر کوتاهت
داشته باشی فکر کن .
پسرم . سر به زیر نباش . سر به هوا هم نباش . اصلا هر جور
دلت می خواهد باش . پسرم به خدایی که در قلبت داری بیشتر تکیه کن تا به خدایی که
در کتابها نوشته اند . پسرم از خدا نترس که خدا ترس ندارد . خدا را دوست داشته باش
. پسرم رفیق بی کلک مادر نیست رفیق بی کلک خداست شک نکن . پسرم شاد باش که هر غمی
بیهوده است . از کسی انتظاری نداشته باش . هیچ وقت در یک ثانیه قبل یا یک ثانیه
بعد زندگی نکن و با همین سرعتی که ثانیه ها دارند می روند به جلو برو . پسرم خدایی
که در ذهن تو است همراه تو بالغ می شود و ازدواج می کند و پیر می شود پس هیچ وقت
خیال نکن که خدای آسمانها و زمین همان خدایی است که در ذهن کوچک خودت ساخته ای و
هیچ وقت به خاطر خدای ذهنت دل انسان دیگری را نشکن و خون انسان دیگری را نریز .
پسرم برده نباش برده هیچ چیز نباش برده پول نباش برده سنت
ها نباش . برده تشریفات نباش . برده رهبران نباش . برده ایدئولوژی نباش . برده
مقام نباش . برده غریزه هایت نباش . خودت باش . تا می توانی خودت باش و نگذار کسی
خودت را ازت بگیرد . مسخ نشو . در هیچ آیین و آدابی مسخ نشو . در پدر و مادرت هم
مسخ نشو . در بچه هایت هم مسخ نشو . در غرورت هم مسخ نشو . هیچ چیز بدیهی نیست .
هیچ چیز را همینجوری باور نکن . همانجوری هم باور نکن . به همه چیز شک کن . انسان
با شک زاده می شود و با شک می میرد . تا شک نکنی به یقین نمی رسی . و اصلا نباید
هم به یقین برسی . که انسان در مقامی نیست که به یقین برسد . هنر آن است که به خدا
شک داشته باشی و عشق بورزی . که خدا اینگونه زیباتر است و اینگونه است که قمار
عاشقی قمار می شود .
پسرم تو مسافری و در این مسافرت ، زمین مهربانترین دوست تو
است پس زمین را دوست بدار و در سرسبزی و آبادانی اش بکوش . پسرم خدا سادیسم ندارد
بدبیاری هایت را تقصیر خدا نیانداز . خدا ترا دوست دارد هر قدر هم که گناه کنی خدا
ترا دوست دارد خدا تمام قد عاشق تو است شک نکن و تو آخرش به خدا می رسی بخواهی یا
نخواهی به خدا می رسی و راه دیگری نیست پس سعی کن با زبان آدمیزاد به خدایت برسی
تا به دردسر نیفتی . پسرم جنگ ادیان مسخره ترین چیزی است که تجربه خواهی کرد و از
همه مسخره تر جنگ یکتاپرستان با همدیگر است و اینکه هر کدام خودش را حق و دیگری را
باطل می داند پس هیچ وقت وارد جنگ ادیان نشو . خودت را در هیچ مکتب و ایدئولوژی و
کتابی خفه نکن . خداوند در هیچ کتابی جا نمی گیرد . خداوند در هیچ ذهنی جا نمی
گیرد . الکی زور نزن .
پسرم هر شب کفش های کودک درونت را واکس بزن تا فردا صبح با
طراوت به مدرسه برود . کودک درونت بزرگترین سرمایه توست ملامتش نکن و از کارهایش
خجالت نکش بگذار تا روز مرگت برای خودش بازیگوشی کند . پسرم راست باش و به راستی
خود معتاد باش و با راستی خود تا ته دره برو که به خاطر راستی مردن زیباتر از به
خاطر بیماری یا کهولت سن مردن است . پسرم عاشق باش و خودت را فراموش کن و به خدایت
اطمینان کن که چاره ای هم جز اطمینان به خدایت نداری وگرنه دیوانه می شوی دیوانه
هم نشدی تلف می شوی تلف هم نشدی نمی دانم چه می شوی اگر هم به خدایت اطمینان نکردی
به قوانین خدایت اطمینان کن و اگر خدا را قبول نداشتی به قوانین کشف شده و کشف
نشده هستی اطمینان کن و اگر هم اطمینان نکردی و توانستی خوشبخت شوی دیگر عقل من قد
نمی دهد چه بگویم .
پسرم با ساز دیگران نرقص اگر هم رقصیدی برای دل خودت برقص .
پسرم وابسته نباش . به چای و قند وابسته نباش . به کدئین و بروفن وابسته نباش . به
پنی سیلین و دگزامتازون وابسته نباش . به سیگار و قلیان وابسته نباش . به نمک و
فلفل وابسته نباش . به ماشین و لباست وابسته نباش . به شغلت و پولت وابسته نباش .
به زن و بچه ات وابسته نباش . پسرم باور کن دیگر چیزی به ذهنم نمی رسد خودت بقیه
اش را بنویس اصلا مگر تو درس و مشق نداری که نشستی اینها را می خوانی . پسرم هیچ
وقت ازسمت راست سبقت نگیر از من می پرسی اصلا گواهینامه نگیر گواهینامه هم گرفتی
هیچ وقت به یک راننده نیسان فحش نده فحش هم دادی چپکی نگاهش نکن . پسرم مشق هایت
را اول وقت بنویس بعد هر غلطی که خواستی بکن اینقدر هم روی اعصاب مامانت راه نرو .
پسرم میانه رو باش تند بروی آخرش ضایع می شوی شک نکن پسرم
متعصب نباش و بدان که همه حقیقت پیش تو نیست پسرم هیچ وقت خودت را عقل کل ندان و
تا می توانی متواضع باش پسرم ناخن هایت را وسط اتاق نچین مسواک که می زنی اینقدر
دور ستون وسط هال نچرخ پسرم می دانی که من هیچ وقت از خریدن نان خوشم نمی آمد پس
بلند شو برو دو تا سنگک بخر بیا پسرم تو مدیون من نیستی این من هستم که مدیون تو
هستم و شاید هر دو مدیون خدا باشیم هر زحمتی که برایت کشیدم برایم لذت بخش بوده و
تو موجودی آزاد هستی که خودت باید راه خودت را پیدا کنی .
پسرم یادت باشد که تو قبل از آنکه یک یکتاپرست باشی یا یک
مسلمان باشی یا یک شیعه باشی یا یک ایرانی باشی یا یک ترک باشی یک انسان هستی و
انسان بودنت بر همه اینها مقدم است و انسان بودن زیباترین هویت تو است و این انسان
بودن نهایتی ندارد و تا خود خدا هم اگر بروی می رسد و این انسان بودن تنها ترازوی
ذهنت است که وزن همه چیز را می تواند بدون پیش داوری ها و بدون بدیهیاتی که در طول
سالها قالبت کرده اند به تو نشان دهد پس این انسان بودنت را بچسب و همه بدیهیات
ذهنت را دور بریز و چشمهایت را ببند و همه چیز را از خدا گرفته تا کرم خاکی با
حوصله وزن کن .
پسرم ساده زندگی کن و ساده بمیر و خودت را قاطی پیچیدگی های
بی سر و ته نکن پسرم اگر از من بپرسی که فوتبال بازی کنی یا والیبال بدان که من
بیشتر دوست دارم والیبال بازی کنی اما این تنها علاقه من است و تو نباید علاقه های
مرا بدوش بکشی و بر پیشانی ات ننوشته که حرفهای پدرت را گوش کنی که خدایت ترا آزاد
آفریده است . پسرم خودت را دست کم نگیر و خودت را در هیچ علاقه ای محدود نکن به
ذهنت ایمان داشته باش و بدان که همه چیز از ذهن تو آغاز می شود حتی خدا هم از ذهن
تو آغاز می شود پس ذهنت را هر روز آب و جارو بزن و گرد و غبارش را بگیر و پنجره
هایش را باز کن تا هوای تازه بیاید و اکسیژن بیشتری به خدایت برسد .
و این جارو برقی را از وسط ذهنت بردار تا خدایت مجال جاری
شدن داشته باشد و بگذار هر روز ذهنت برای خودش تاب بخورد و عمیق تر شود تا خدایت
شرشر تشنگی های ذهنت را پر کند و لبریز شود و از لب و لوچه ذهنت بچکد و یادت باشد
که در کاسه ذهنت همه دریای خدا جا نمی شود پس یکبار دیگر خواهش می کنم که خیال نکن
این یک جرعه خدایی که در ذهنت ریخته همه دریاهای خداست و زود هوایی نشو و فریاد
نزن که یافتم .
پسرم ذهنت را پاس بدار و انسان بودنت را هر روز صبح که از
خواب بیدار می شوی آپدیت کن و هیچ وقت در دیروز جا نمان و برای رسیدن به فردا عجله
نکن و اینقدر بالا و پایین نپر و به پرنده های آزادی هایت بیشتر از آسمانی که برای
پرواز دارد بها نده و تکیه نکن و بدان که همه چیز دست تو نیست و تو آخرش تسلیم می
شوی و راه فراری از خدایت نداری و بدان که خدای آسمانها و زمین اگر یکی باشد خدایی
که در ذهنت آدم هاست بیشتر از عدد آدمها است و این آدمها هیچ وقت خدایشان باهم نمی
خواند و اصلا خدای امروز هیچ کسی همان خدای دیروزش نیست و هر روز شر شر خدای تازه
است که در ذهن ها می ریزد و این شرشر خدا تمامی ندارد پس خواهشا سوراخ سمبه های
ذهنت را نبند که هنوز شرشر خدا تمام نشده است و بدان خدایی که شرشر در ذهن یک
موسیقیدان می ریزد با خدایی که شرشر در ذهن یک فیلسوف می ریزد فرق می کند درست مثل
یک قوری چای که در چند تا استکان می ریزی و یکی کمرنگ می شود و یکی پر رنگ می شود
و تو هیچ وقت بیشتر از استکانت چای نمی خوری و اگر در نعلبکی بریزی خدایت دهانت را
نمی سوزاند .
پسرم وحشی نباش اهلی هم نباش یک چیزی بین این دو تا باش
پسرم عقده ای نباش عقده ای هم بودی عقده هایت را سر هیچ بدبختی خالی نکن پسرم
همیشه شکر گزار خدایت باش و بدان که همیشه می توانی بهانه ای برای خوشبخت بودن
پیدا کنی پسرم کوته فکر نباش و خدایت را دست کم نگیر و تا دیر نشده به نادانی خودت
اعتراف کن پسرم برو بخواب دیر وقت است شب بخیر .
پسرم هیچ چی اصلا هیچ چی باور کن اصلا هیچ چی همینجوری
خواستم یک چیزی برایت بنویسم بی خیال شدم دندانپزشکمان گفت همه اینها را قبلا
لقمان برای پسرش نوشته است اصلا پسرم تو خیلی آقایی همان بهتر که هیچ چی برایت
ننویسم اصلا برای چه باید شبیه من باشی اصلا برای چه باید چرندیات ذهنم را به خورد
تو بدهم پسرم بخند برای هر چه پیش می آید بخند طرفدار دربست هیچ چیزی نباش عقلت را
تعطیل نکن هیچ چیزی را نپرست خدا را تنها دوست داشته باش که او تنها کسی است که تو
را برای خودت دوست دارد . در دوست داشتن های دیگران رگه هایی از خودخواهی هایشان
قاطی است که آزارت می دهد .
پسرم برای صدمین بار می گویم آدم باش و دیگر هیچ چی نباش
اصلا هر چه می خواهی باش فقط آدم هم باش آدم هم نباشی گیاه باش و اینقدر دی اکسید
کربن تولید نکن گیاه هم نبودی مخمر آب جو باش اصلا من چه می دانم چه باش از همه
اینها گذشته خودت باش و برای خودت زندگی کن و برای خودت بمیر و هیچ وقت به خاطر
حرفهای دیگران خودت را در زحمت نیانداز اگر هم بلد نبودی خودت باشی برای خدایت باش
و برای خدایت زندگی کن و برای خدایت بمیر و مدیونی اگر بخواهی حرف مردم را به
پشیزی بخری .
پسرم الاغ نباش الاغ هم بودی سواری نده سواری هم دادی بار
نبر بار هم بردی رام نباش رام هم شدی خام نباش خام هم بودی اشکالی ندارد یک روز می
پزی و اصلا همه اینها برای این است که تو بپزی و آنقدر بپزی که جزغاله شوی و به ته
قابلمه بچسبی و تو خیال نکن که خدا آشپزی بلد نیست که تو مزه دهانت را هنوز نمی فهمی
و تو چه می دانی جزغاله چیست اصلا بی خیال برو مثنوی بخوان و یاد بگیر چگونه
جزغاله می شوند . پسرم گاو نباش گاو هم بودی زمین را شخم نزن زمین را هم شخم زدی
از شخم زدنت لذت ببر و اینهمه یونجه نخور که هر قدر بخوری می دوشندت و اگر
دوشیدندت عصبانی نشو و با لگد سطل شیر را نزن و نریز و اینقدر سیگار نکش .
پسرم همه عمرت کوتاه تر از یک لحظه است و هر لحظه ات بلندتر
از یک عمر است پسرم آسمان را با زمین قاطی نکن و اگر از من می پرسی آسمان را فدای
زمینت نکن و بگذار آسمان سر جای خودش بماند و تا می توانی در زمینت درخت بکار و
خسته که شدی دراز بکش و از تماشای آسمانت لذت ببر . پسرم با ادب باش و با کلمات
رکیک و جلف روانت را تخلیه نکن که خوب نیست آدم روانش را هر جایی که عشقش کشید
تخلیه کند کلا مراقب زبانت باش که این موجود نرم و عضلانی و منعطف یک شاهکار است و
می تواند تکه های نان را از لای دندانهایت در بیاورد . پسرم با موسیقی بیگانه نباش
و پرده گوشهایت را خشک و زمخت بار نیاور و بگذار ذهنت با ریتم ها و نت ها برقصد و
تنش هایش بریزد .
پسرم دو تا نخ دندان پنجاه متری از هفده شهریور خریدم که دو
برابر قیمت حساب کردند که بالای قفسه کتابهای اتاق بالا گذاشته ام و یکبار هم
استفاده نکرده ام اگر تا وقتی که بمیرم تاریخ انقضایش نگذشته باشد حتما بردار و
استفاده کن که حیف است . پسرم سمند نخر سمند هم خریدی موتور ملی نخر موتور ملی هم
خریدی قبل از آنکه گارانتی اش تمام شود بفروش نفروختی هم بده دو ماه است روغن ریزی
دارد درستش کنند . سیگنالش هم هر شش ماه نمی زند که نمی زند و پسر خاله که تبریز
می آید درستش می کند حواست باشد تا پسر خاله نیامده از نیسان و وانت پیکان سبقت
نگیری سبقت هم گرفتی عمر دست خداست .
پسرم همرنگ جماعت نباش تافته جدا بافته از دیگران هم نباش
از تنها بودن نترس و از اینکه چیزهایی به ذهنت می رسد که به ذهنت دیگران نمی رسد
خودت را ملامت نکن پسرم ذهنت را آزاد بگذار تا در هر آسمانی که دوست داشت بپرد و
از هر الهامی که میلش کشید تغذیه کند ناخودآگاهت را زندان اندیشه های سرکوب شده
نکن پسرم از کوره در نرو و اگر در رفتی هر چه از دهانت در آمد نگو و اگر گفتی نترس
که آسمان به زمین نیامده است که همه چیز می گذرد و این فیلم به عقب بر نمی گردد و
اتفاقی که افتاده است افتاده است و دلی که شکسته است شکسته است .
پسرم مرد سالار نباش زن ذلیل هم نباش و مثل کنه به زن و بچه
ات هم نچسب و نگذار زن و بچه آزادی هایی را که خداوند به تو داده است را بگیرد زنت
را هم آزاد بگذار تا هر جور دوست دارد زندگی کند پسرم وظیفه در سربازخانه است و زن
و مرد هیچ وظیفه ای نسبت به هم ندارند و هیچ اجباری در زندگی زناشویی نیست و ازدواج
نباید مثل قفسی باشد که زن و مرد بخواهند از آن فرار کنند بلکه باید مثل آسمانی باشد
که زن و مرد به هر کجا که دلشان خواست پرواز کنند . پسرم گاهی غذا شور و گاهی کته خشیل
می شود و این تقصیر زنت نیست تقصیر اجاق گاز هم نیست تقصیر اداره گاز هم نیست و اصلا
کلا آشپزی و جارو کشیدن خانه وظیفه زن نیست و خریدن پیاز و سیب زمینی و برنج وظیفه
مرد نیست و مرد پادشاه نیست و زن تراکتور نیست مرد هم نوکر زن و بچه ها و ماشین پول
در آوردن نیست و اصلا آدم غلط نکرده که ازدواج کرده و اصلا ازدواج خیلی هم خوب است
و هیچ چارچوب تعریف شده ای ندارد و اصلا در چوبی نیست که چارچوب داشته باشد و بچه هایت
از تو بیشتر می فهمند اینقدر آنها را دست کم نگیر و بگذار خودشان راه زندگی شان را
انتخاب کنند .
پسرم فردا دیر است اگر راست می گویی از همین الان شروع کن
پسرم خودت را فریب نده و از خودت فرار نکن و خودت را مچاله نکن و بگذار بال و پرت
تمام هستی را بگیرد . پسرم خدا را بی خیال شو و خودت را بشناس که خدا نه شناختنی
است و نه رسیدنی که خدا تنها حس کردنی است و مزمزه کردنی . پسرم شب ها زود بخواب و
صبح ها پیش از طلوع آفتاب بلند شو . هیچ وقت معتاد سریال های تلویزیونی نباش و
آنقدر بیکار نباش که دنبال سرگرمی بگردی . پسرم لحظه ها را بچسب و در لحظه ها
زندگی کن و در لحظه ها بمیر . پسرم از مرگ نترس که مرگ چیزی در مایه های بدنیا
آمدن است و آخرین تجربه زندگی است . پسرم به فکر مال و منال من نباش و خودت برو
برای خودت کار کن و زندگی درست کن پسرم شبیه من نباش و اصلا شبیه هیچ کس دیگری هم
نباش پسرم از هیچ کسی تقلید نکن ادای هیچ کسی را در نیاور دنبال هیچ کسی نرو و به
خودت و تنها به خودت ایمان داشته باش .
پسرم دنبال پول ندو که هر قدر بدوی بیشتر از تو دور می شود
پسرم به فکر کار و خدمت باش که پول هم بدنبال این دو می آید و اگر هم نیاید
زندگانی ات یکجوری خواهد چرخید پسرم این مردم که دور و برت هستند مثل آب خوردن
دروغ می گویند و قسم های دروغ می خورند گول ظاهرشان را نخور و اگر توانستی به
سرزمین دیگری مهاجرت کن و اگر مهاجرت نکردی قاطی این جماعت نشو که منزوی بودن هزار
بار با شرافت تر از دم خور این هزار چهره ها بودن . پسرم این مردم پشت سر همدیگر
هر چه دلشان خواست می گویند یک هدفون در گوشهایت بگذار تا حرفهای مزخرفشان را
نشنوی پسرم جنبه داشته باش و بدان که هر قدر هم که جنبه داشته باشی کم است . پسرم
ترکی و فارسی و عربی را بی خیال باش و انگلیسی یاد بگیر تا بدانی دیگران به کجا
رسیده اند و ما در کجا مانده ایم .
پسرم همه چیز دست
تو نیست به خودت فشار نیاور قانع باش و خودت را با دیگران مقایسه نکن بگذار دیگران
هر غلطی می خواهند بکنند پسرم راحت باش و راحت زندگی کن و راحت بمیر و هیچ وقت به
خودت زحمت زیادی نده پسرم کم خرج باش اما خسیس نباش فکر فردایت را بکن اما مسخ
فردایت نباش مسخ دیروزت هم نباش سرعت جلو رفتنت را با ثانیه ها هماهنگ کن در چیزی
که به تو مربوط نیست دخالت نکن از ضایع شدن نترس و نگذار ترس از ضایع شدن ، فکرهای
بکری را که در ذهنت جرقه می زند خاموش کند پسرم بنده عادت هایت نباش که من یکبار
چای را بدون قند و تخم مرغ و سیب زمینی آب پز را بدون نمک خوردم و شد .
پسرم من هیچ وقت قمار بازی نکردم مگر همین خدا پرستی یا خدا
بازی یا هر چه که اسمش را بگذاری و عشق ورزیدن و تخته نرد بازی با موجودی که هیچ
وقت ندیدمش و ندانستم از کجا آمده و به کجا می رود و اصلا به من چه که در این قمار
چه کسی می برد و چه کسی می بازد که همین قمار خودش از هر چه که حساب کنی و بخواهی
مزه اش را بچشی شیرین تر است و به همه زندگی می ارزد شاید هم نمی ارزد و چه بگویند
که این خدا را من در خیال خودم خلق کرده باشم و چه خدا مرا در خیال خودش این قمار
خراب نمی شود که قمار را تنها آن کسی که همه چیزش را باخت می فهمد و آن کسی که
قمار را تنها به خاطر قمار بازی می کند و نه برای بردن و نه برای باختن و اصلا نمک
این خدا بازی به همین است .
پسرم باور کن اگر اینها را برای تو ننویسم می میرم خواستی
بخوان خواستی نخوان خواستی اسمش را وصیت نامه بگذار خواستی اسمش را خزعبلات بگذار
پسرم تو اصلا یک آدم دیگری هستی و از نسل دیگری و این وصیت نامه یک ورژن قبلی است
و از نسلی که تاریخ مصرفش گذشته است اما تو به روی خودت نیاور و هر وقت پرسیدم
پسرم وصیت نامه ام را خوانده ای بگو بله پدر کلمه به کلمه اش را خوانده ام خیلی
عالی بود اصلا محشر بود . پسرم من چهل سال از عمرم گذشت و هیچ غلطی نکردم تو هم
اینجوری نخند که اصلا چرا باید غلطی می کردم همه غلط ها را دیگران پیش از من کرده
اند و اگر می بینی که اینقدر با کلمات بازی می کنم برای آن است که واقعا دیگر هیچ
چیز تازه ای به ذهنم نمی رسد که برایت بنویسم و ذهنت را پر کنم .
پسرم ریاکار نباش . جان هر کسی که دوست داری ریاکار نباش
جانماز آب نکش مقدس بازی در نیاور فیلم بازی نکن جماعت را رنگ نکن جماعت را هم رنگ
کردی خودت را رنگ نکن خودت را هم رنگ کردی خدایت را رنگ نکن که خدا رنگ کردنی نیست
خودت را ضایع نکن . از مسلمانها بیشتر از کافران بترس . از این جماعت خیری به تو
نمی رسد شک نکن . به کسی نیکی نکن همینقدر که ضرری نرسانی مرحمت کرده ای نیکی هم
کردی به زبان نیاور و فراموش کن .
هنوز هم کوتاه ترین راه راست ترین راه است خودت و دیگران را
نپیچان . به شک هایت ایمان داشته باش . با نسبیت زندگی کن و با نسبیت بمیر که یقین
برای بشر غلط زیادی است . هیچ وقت با کسانی که خیال می کنند به یقین رسیده اند بحث
نکن . نترس و تا می توانی خودت را زیر سوال ببر بگذار ورژن جدیدت بالا بیاید . از
نقشی که فرو رفته ای بیرون بیا . حق را به دیگران بده مگر آنکه خلافش ثابت شود .
نگذار اعتماد بنفس مردم در تو هم سرایت کند . این جماعت در بد چرخه ای افتاده اند
تماشایشان نکن سرت گیج می رود .
پسرم گواهی فوتم را خودم نوشته ام روزی که بمیرم مرا در کرت
حیاط چال کن و یک دوش بگیر و با همین سمند موتور ملی که روغن ریزی دارد اگر تا آن
روز از کار نیفتاده باشد یکراست به دزفول برو و چند تا نی خام پچین و بده یک استاد
نی سوراخش کند و بنوازد و حالش را ببر . پسرم مرگ ترس ندارد اما ترس بدتر از مرگ
است پس از هیچ چیز و هیچ چیز نترس .
پسرم زندگی تو پر از اشتباه است و این کاملا طبیعی است چرا
که تو هم مثل همین آدمیزاد هایی هستی که در دور و برت می بینی پسرم هیچ وقت به
خاطر اشتباه هایت خودت را سرزنش و تحقیر نکن البته به اشتباه هایت افتخار هم نکن
اشتباه ها چیزی شبیه نفس کشیدن هستند و نمی توانی از آنها فرار کنی و اصلا اشتباه
ها برای آن هستند که یادت بیاندازند که نباید پایت را گلیم آدمیزاد بودنت درازتر
کنی و بخواهی در روی زمین مقدس بازی یا خدا بازی در بیاوری این اشتباه ها به یادت
می اندازند که همیشه یک شاگرد هستی و هیچ وقت در زندگی استاد نمی شوی .
پسرم این دوش گرفتن خیلی خوب است فقط مواظب باش وقتی از
حمام بیرون می آیی سرما نخوری آب را هم همینجور باز نگذار زمین برود که آب گران
قیمت ترین کالای زمین است که مفت بدست تو افتاده است دریاچه ارومیه را ببین و عبرت
بگیر و وقتی سرت را شامپو می زنی آب را ببند نترس چشمهایت نمی سوزد .
پسرم این همه تمدن ایرانی که می گویند حرف چرت است حرف چرت
هم نباشد فقط چند سطر نوشته در کتابهای تاریخ است و یک ذره هم به درد امروز تو نمی
خورد و آنچه واقعیت است این است که ما چند صد سال از اروپایی ها و آمریکایی ها و
ژاپنی ها در همه چیز عقب تریم و این که می گویم همه چیز اغراق نمی کنم مگر دروغ
گفتن و کلاه سر هم گذاشتن و پشت سر هم حرف زدن و در زندگی همدیگر فضولی کردن و چشم
هم چشمی و خرافات بازی و همه چیز را تقصیر دیگران انداختن و به همه دنیا فحش دادن
که چند صد سال هم از همه دنیا جلوتریم .
پسرم کم کم دارم به این وصیت نامه نوشتن معتاد می شوم اگر
خیلی طولانی شد نخوان یا یک خط در میان بخوان پسرم اخبار گوش نکن اگر هم گوش کردی
صدایش را کم کن صدایش را هم کم نکردی اعصابت را کنترل کن و فحش نده پسرم این قطار
ترمزش بریده است از شیشه خودت را بیرون بیانداز اگر هم نیانداختی با موبایلت بازی
کن تا به ته دره برسی .
پسرم اگر خواستی بدانی پدرت چه جور آدمی بوده آنجور که خودم
دستگیرم شده آدمی هستم سمج و منزوی و کم رو و دست و پا چلفتی و عجیب و غیر اقتصادی
و شورشی و درونگرا و کمی تنبل و گیج و کند با تفکر عمیق و تمرکز وحشتناک و از نظر
ظاهری کمی لاغر با گردن دراز و چشمهای سبز و ابروهای پرپشت و بینی بزرگ و چانه به
جلو آمده یعنی چیزی در مایه های شتر بدون کوهان که روی دو پایش ایستاده است و هر
چه به ذهنش می رسد در قالب وصیت نامه برای تو می نویسد پسرم به پدرت افتخار کن و
اگر افتخار نکردی شرمنده نباش و اگر شرمنده شدی به روی خودت نیاور که هر چه باشد
من پدرت هستم و تو مجبور هستی مرا تحمل کنی شاید هم مجبور نیستی .
پسرم سرت را بالا بگیر خواستی هم پایین بگیر اگر هم خواستی
اصلا نگیر بیانداز برود و من اصلا به سر تو چکار دارم . پسرم خورشید باش خورشید هم
نبودی ماه باش ماه هم نبودی شهاب سنگ باش و آسمان را سوراخ کن خودت را به زمین
بکوب فقط مواظب باش روی قبر من نیفتی و اگر افتادی یکجوری بیفت که توهم هایم نپرد
.
پسر هرگز نجنگ اگر هم جنگیدی هیچ وقت صلح نکن و آنقدر بجنگ
تا دیگران به حماقت و لجبازی ات بخندند و آن وقت مثل بچه آدم پرچم سفید را بالا
ببر و با دشمنت رو بوسی کن . پسرم مرزبندی ها را جدی نگیر و خودت را از عقیده هایت
حلق آویز نکن پسرم پول چرک کف دست نیست اما همه چیز هم نیست اینقدر هر چه همه می
گویند تکرار نکن پسرم مثل پراید کم مصرف باش و مثل سمند اهل سفر باش و مثل پژو
اصیل باش پسرم حواست به آینه ها باشد و هیچ وقت سر پیچ سبقت نگیر .
پسرم به دیگران اجازه بده عیب هایت را بگویند و مسخره ات
کنند و بخندند که دموکراسی از همین چیزهای پیش و پا افتاده شروع می شود . به غرور
و شخصیت خود وابسته نباش که تو هر لحظه شخصیت دیگری هستی و شخصیت یک لحظه قبلت
مرده است . پسرم از احترامی که به ترس آلوده باشد پرهیز کن و ادبی را که به نیاز
آلوده باشد باور نکن . پسرم مثل گدا گشنه ها و ذلیل بیچاره ها با خدایت صحبت نکن
صاف بنشین و چشمهایت را در چشمهای خدایت بدوز و مثل دو تا مرد با خدایت حرف بزن
خدایت به فیلم بازی کردن و ادا در آوردن ها و عربده کشیدن ها و هق هق کردن های تو
نیازی ندارد .
پسرم آسمان فقط مال تو نیست آسمان مال همه است آلوده اش نکن
. پسرم آسمان مثل زمین نیست و جا برای همه است و هر کس هر کجایش خواست می تواند
ویراژ بدهد . کسی که بخواهد آسمان را برای خودش قبضه کند خودش را مسخره کرده است .
آسمان مسجد محل نیست که یک عده برای خودشان قبضه اش کرده باشند . پسرم همه حرفهای
خوب را دیگران گفته اند و نوشته اند چیزی برای من نمانده است پس برو و حرفهای
دیگران را بخوان حتی حرفهای اشتباه را هم بخوان و نقد کن هیچ چیزی را دربست قبول
نکن حتی حرفهای خدا را هم دربست قبول نکن خدا را نقد کن نترس ناراحت نمی شود اصلا
خدا وقتی می بیند تو کله ات کار می کند احساس شعف می کند . پسرم دنبال فکرهای خوب
برو قبل از آنکه فکر های بد به سراغت بیایند .
پسرم هیچ کس را به زور برای ناهار و شام دعوت نکن و اگر کسی
ناخواسته در خانه ات تلپ شد راحت باش و همان غذایی را که خودت می خوری سر سفره
بیاور و از ساده بودن و کم بودن غذا شرمنده نباش . پسرم اگر در خانه میوه نداشتی و
مهمان آمد آسمان به زمین نیامده است و اصلا قرار نیست که همیشه در خانه میوه یا
گوشت باشد . پسرم خودت را به خاطر حرف مردم در خرج نیانداز و خانه ات را نمایشگاه
تجملات نکن . پسرم من هیچ وقت از کادو بازی خوشم نمی آمد پس خواهش می کنم تو هم
اگر جایی رفتی کادو نبر بگذار هر چه پشت سرت می خواهند بگویند و اگر کسی برایت
کادو آورد قبول کن تا دلش نشکند .
پسرم به مکه نرو و اگر رفتی کسی را خبردار نکن و میوه و
شیرینی نده و اگر خواستی از کسی حلالیت بخواهی خودت به خانه شان برو . در مکه به
بازار نرو و چیزی برای کسی نخر که مکه آنتالیا نیست از مکه هم آمدی بی خبر بیا و
همه کوچه را پر از بنر و پلاکارد نکن و خیال نکن تا حاجی ریخت و پاش نکند حاجی نمی
شود و انتظار نداشته باش به کوچه که رفتی همه حاجی صدایت بزنند که اسم خودت از
هزار تا حاجی بهتر است و اصلا این حاجی شدن به سرت بخورد که اگر با این مکه رفتن
ها ما آدم می شدیم . . . اصلا هیچ جی زبانم را باز نکن .
پسرم نمازهایت را اول وقت بخوان اول وقت هم نخواندی بگذار
وقتی حالت جا آمد بخوان و تو فکر نکن که من اینها را می نویسم تا رد گم کنم و خودم
را برای تو مقدس جا بزنم اصلا نمازت را هر وقت و هر جور دوست داشتی بخوان که نه من
و نه هیچ کس حق ندارد به تو بگوید که چه جوری با خدایت صحبت کنی نماز صبحت را هر
وقت از خواب بیدار شدی بخوان لنگ ظهر هم بیدار شدی اشکال ندارد ماهی را هر وقت از
آب بگیری تازه است . پسرم خدا به نماز خواندن های تو نیازی ندارد اما اگر تو با
خدایت حرف نزنی با چه کسی حرف بزنی این یک نیاز است می فهمی و خدا جان می دهد برای
حرف زدن و اصلا تو با همین حرف زدن ها است که ذره ذره شکل می گیری . پسرم به خدایت
گیر نده تا به تو گیر ندهد . زندگی را سخت نگیر تا بر تو سخت نگیرد . بخشنده باش
تا جهان بر تو بخشنده باشد .
پسرم همه پیش فرضهایی را که درباره خدایت در ذهنت داری دور
بریز . خدا آن هیولایی نیست که گفته اند و نوشته اند . در همه کارهایت با خدایت
مشورت کن . خدا همینجوری نگاهت می کند و چیزی نمی گوید اما همین هیچ چی نگفتنش از
همه چیز خیلی ها بهتر است . پسرم هیچ چیزی را به اصرار از خدا نخواه که پشیمان می
شوی بگذار خدا کار خودش را بکند و نقشه های خودش را بکشد که نقشه های خدا معرکه است
. خدا کاسپاروف را به جیب عقبش می گذارد .
پسرم زن نگیر زن هم گرفتی برایش طلا نخر طلا هم خریدی
انتظار جهیزیه نداشته باش مهریه هم فقط یک گل شمعدانی که در یک سطل ماست گذاشته
باشند کافی است کلا ازدواج را سبک بگیر و همه ریخت و پاش ها و رسم و رسومات را بی
خیال شو و دست هر کسی را که دوست داشتی بگیر و در وایبر خبرش را بگذار تا اگر
دیگران در کوجه دیدنتان چپ چپ نگاهتان نکنند و فکر های بد نکنند و یک خانه اجاره
کن و چند سال ساده زندگی کن که صفای عاشقی به همین ساده و در فقر زندگی کردن است و
تا هفت هشت سال بچه دار نشو که بچه مثل شما عاشق نیست تا از فقر لذت ببرد . ببخش
پسرم که دارم در ریز به ریز زندگی خصوصی تو دخالت می کنم .
پسرم خمس نده اگر پول اضافی داشتی بده پدرت در این آخر عمری
چند روزی خوش بگذراند اصلا تو در این دوره زمانه چه جوری پول اضافی داری من نمی
دانم . پسرم تقلید نکن تقلید هم کردی کرکره عقلت را پایین نکش پسرم حرف مرد یکی
نیست مرد کلی حرف دارد برای گفتن . پسرم زن دوم نگیر همان زن اول برای هفت پشت
خودت و جد و آبادت کافی است . پسرم می روی از عابر بانک پول بگیری وسط پیاده رو
نایست همه پیاده رو برای تو نیست بگذار زن و بچه مردم رد شوند قبض های آب و برق را
هم اینترنتی پرداخت کن عابر بانک روبروی مسجد المهدی بارکد خوانش خراب است مردم را
معطل نکن . پسرم من هیچ وقت لب به مشروب و سیگار و قلیان نزدم تو خواستی تجربه کن
تا دیگران از تجربه هایت استفاده کنند . پسرم برای امروز بس است برو به درس و مشقت
برس .
پسرم عجله نکن . برای همه چیز وقت هست . اینقدر دور ستون
وسط هال نچرخ . با خدایت بیگانه نباش . خدا آن است که از درونت بجوشد نه آنکه از
بیرون تحمیلت کنند . هر آدمی خدایی در در درونش دارد . در ذهنش . خدای ذهن هر آدمی
با خدای ذهن آدم دیگر فرق می کند و اصلا این همه جنگ به خاطر همین سو تفاهم است .
ذهن هر آدم ظرفی است که شکلی دارد و گنجایشی برای همین خدا در هر ذهنی به شکلی در
می آید . کوتاه فکر است کسی که بپندارد خدای ذهنش همه خدا است . خدای هیچ مکتبی
همه خدا نیست . هر مکتبی گنجایشی دارد . مکتب ها ظرف های زمینی هستند و برای آدم
های زمین ساخته شده اند .
پسرم متعصب نباش . خدا نیازی به تعصب ندارد . خدا نیازی به
جنگ کردن ندارد . خدا نیازی به حمایت تو ندارد . ذهنت را هر روز شستشو بده نترس
خدا پایانی ندارد و هر روز از روزنه ای در ذهنت شرشر می ریزد . پسرم هدف وسیله را
توجیه نمی کند شک نکن . مقدس ترین هدف ها هم وسیله را توجیه نمی کند شیطان گولت
نزند . پسرم بیست سالت که گذشت غذا کم بخور نترس از گرسنگی نمی میری . شب ها از
همه زودتر بخواب و صبح ها از همه زودتر بیدار شو . پسرم رک نباش که عواقبی دارد .
پشت سر کسی هم حرف نزن . سیاست داشته باش و یادت باشد که صداقت در درازمدت موفق
ترین سیاست است .
سکوت را یاد بگیر و فکر نکن که همه جا حتما باید حرفی بزنی
. خیلی وقت ها سکوت برای خودت و دیگران بهتر از حرف زدنت است . ادب داشته باش .
اگر دین هم نداشتی ادب داشته باش . به جهنم هم که رفتی ادب داشته باش . احترام همه
را داشته باش . احترام کودکان و ضعیف تر ها را بیشتر از دیگران داشته باش . هر
ثانیه عمرت طلاست مفت نفروش . از نماز خواندن خجالت نکش . نترس ریا نمی شود هر کجا
دلت برای خدایت تنگ شد وضو بگیر و برو بنشین چند کلمه با خدایت حرف بزن . از
دستشویی رفتن خجالت نکش . خیلی وقت ها که مستراح می روی تمام ذهنت عوض می شود و
همه چیز را مثبت می بینی .
این وایبر خوب نیست هر کی هر کی و عوامانه است فیس بوک از
آن بهتر است شک نکن . همیشه یک فیلتر شکن ذخیره برای روز مبادا داشته باش . هر چه
پول داری بده اینترنت با سرعت بالاتر بخر ضرر نمی کنی . مردم طمعکارند دنبالشان
راه نیفت که با همان سرعتی که رفته اند بر می گردند . قهرمان بازی در نیاور و خودت
را الکی در خطر نیانداز و بگذار گذشت زمان به جای تو زحمت کارها را بکشد . پسرم
درباره هر چیزی که گفتند مقدس است بحث نکن منظورشان از مقدس آن است که بحث نکنی .
از کنارشان بگذر . نگذار گرد و غبار تقدس دامن خدایت را بگیرد و تا می توانی خودت
و خدایت بتکان .
پسرم خدا از تقدس بیزار است و برای همین این عقل گستاخ را
به تو داده است تا در همه چیز شک کنی . پسرم این مردم اصول دینشان را هم با تقلید
قبول کرده اند اگر باور نداری بگو دلیل هایشان را بیاورند اما نه بی خیال شو زیاد
با این مردم در نیفت و بی سر و صدا زندگی کن نگذار خلوت تنهایی هایت بهم بخورد .
پسرم مرد بودن به سبیل بلند و عاقل بودن به ریش پروفسوری و
مدرن بودن به سه تیغ کردن و با شخصیت بودن به کفش های واکس زده و ساده بودن به
حماقت بازی نیست .
پسرم این خانه دستمالچی تمام اسکلت نیست تازه یک طبقه هم
غیر قانونی بالایش ساخته ایم و سی و چند سال نشسته ایم و خراب نشده است نترس تا
زلزله بالای هفت ریشتر نیاید خراب نمی شود تو هم سی و چند سال بنشین تا ببینیم چه
می شود یک وقت ندهی به بساز بفروش چهار طبقه بسازد که ما فرهنگ زندگی آپارتمانی را
یاد نگرفته ایم و همین دستشویی فرنگی را هم لطف کرده ایم می رویم رویش می نشینیم .
پسرم وام نگیر و هیچ چیز با وام و دسته چک نخر و اگر از من می شنوی اصلا دسته چک
نداشته باشی بهتر است .
پسرم این تکنولوژی دیگر شورش را در آورده هر روز یک گوشی
جدید و یک تلویزیون جدید و یک نمی دانم چی جدید به بازار می آید وسوسه نشو و قدر
پولهایت را بدان تا محتاج کسی نباشی و بی استرس تر زندگی کنی تا عمرت صرف روز
شماری برای پرداخت حقوق و قسط هایت و سال شماری برای تمام شدن وام هایت نشود و
امنیت ذهنی داشته باشی تا به مسایل عمیق تر زندگی هم فکر کنی و اصلا بدانی که این
همه سگ دو زدن برای چیست و تو را برای چه ساخته اند و چه باید می کردی که نکردی .
اصلا بگذریم و من با دیوار که حرف نمی زنم .
پسرم من کتاب دینی مسلمانها را چند بار کلمه به کلمه از اول
تا آخر خوانده ام و از بعضی جاها مثل سوره حمد و سوره اخلاص و آیت الکرسی و آیه و
من یعمل مثقال ذره و آیه فبای آلا ربکما تکذبان خیلی خوشم آمده است آیه های دیگری
هم بوده که الان یادم نیست منظورم این است که اگر مسلمان هم نبودی حتما کتاب دینی
مسلمانها را بخوان اصلا کتاب دینی مسیحی ها و یهودی ها و زرتشتی ها را هم بخوان .
پسرم این نماز هم خیلی خوب است شوخی نمی کنم وقت کردی بخوان وضو هم که بگیری محشر
است مسلمان هم نبودی بخوان جبهه نگیر و روشنفکر بازی در نیاور .
پسرم در این دنیا رسیدن به امنیت محال است با پول و شغل و
سواد و اهل و عیال و قدرت و سیاست هم نمی شود به امنیت رسید و همیشه یک اتفاقی می
تواند پیش بیاید که همه کاسه کوزه هایت را بهم بریزد پس خودت را برای رسیدن به
امنیت در این دنیا خسته نکن و من تضمین نمی کنم که دنیای دیگری هم پس از مرگ باشد
و اگر هم تضمین کنم دلیل ندارد که تو حرف مرا باور کنی و تنها یک قمار است که به
بازی کردنش می ارزد .
پسرم به کسی قرض نده اگر هم دادی از خیر پولت بگذر و او را
سکه یک پول نکن خیال کن که پولت را دزد زده است اصلا فدای سرت و اگر جربزه اش را
نداشتی چرا اصلا قرض دادی . پسرم حساب پولهایت را به کسی نگو که مردم همانجور که
برای پولهای خودشان نقشه می کشند برای پولهای تو هم نقشه می کشند . پسرم این مردم
خیلی خوبند اما تو زیاد به آنها اطمینان نکن . پسرم پای هیچ کاغذی را امضا نکن و
انگشت نزن مگر آنکه ده بار و دقیقا ده بار فکر کنی و با ده نفر که با نظر تو موافق
نیستند مشورت کنی و تو شرمنده نباش که پدرت اینجوری فکر می کند حتما دلیلی دارد که
تو نمی دانی وگرنه پدرت آنقدرها هم که نشان می دهد به زمین و زمان بدبین نیست .
پسرم مواظب دوست هایت باش که دشمن هایت آنقدر برایت خطری ندارند .
پسرم گشاده رو باش و یادت باشد که تو از دماغ فیل نیفتاده
ای و من دقیقا نمی دانم دماغ فیل بالای خرطومش است یا پایین خرطومش شاید هم خود
خرطومش باشد و من خدا را شکر می کنم که تو فیل نیستی و خدا را شکر می کنم که کرگدن
هم نیستی و من آنقدر وقت ندارم که به اندازه همه حیواناتی که سوار کشتی نوح شدند
شکر کنم . پسرم خرمگس نباش که یک آدم نمی تواند هم خر باشد و هم مگس باشد باور کن
سخت است و من از این بابت به خرمگس حق می دهم .
پسرم فحش نده و اصلا برای چه فحش می دهی وقتی هزار تا کلمه
دیگر هم بلدی باور کن من هیچ وقت به کسی فحش ندادم و با کسی دعوا نکردم و اصلا بلد
نبودم چه جوری دعوا می کنند اما تو اگر خواستی به کلاس کاراته برو . پسرم دلت که
برای خدایت تنگ شد منتظر نباش که اذان بگویند و اگر وقت نماز هم گذشته باشد اهمیتی
نده که خدا شبانه روزی است .
پسرم سخت ترین راه و راحت ترین راه ، راه راست است . می شود
در یک ثانیه به کمال رسید و می شود یک عمر زحمت کشید و به کمال نرسید که هر زحمتی
به نتیجه نمی رسد . می شود یک عمر در حوزه علمیه بود و به کمال نرسید . می شود یک
بچه خیابانی بود و وسط آشغالها به کمال رسید . اینجوری نیست که هرکس تندتر بدود
زودتر به مقصد برسد و اینجوری هم نیست که زحمتی نکشید و به همه جا رسید . پسرم همه
نیک و بد های زندگی برایت یک درس است پیش پا افتاده ترین اتفاق های زندگی روزمره
برایت یک درس است پس فکر کن تا جوهره آموزشی پشت هر اتفاق را کشف کنی که انسانهای
موفق با همین درس ها که در هیچ کتابی ننوشته موفق شده اند . پسرم فهم و شعور به
سواد نیست اما تو درست را بخوان . پسرم طوطی نباش و هر چیزی را که شنیدی تکرار نکن
.
پسرم مرد باش مرد هم نبودی نامرد نباش نامرد هم بودی یادت
باشد که نامردها هم برای خودشان مرامی دارند دست کم به همان مرام نامردی پایبند
باش پایبند نبودی من دیگر نمی دانم چه باش ای بی نامرد . پسرم وقتی حرف می زنی مثل
من دستهایت را در هوا تکان نده پشت گوشی هم مثل من داد نزن طرف کر که نیست می شنود
هر بیست و پنج روز یکبار به سلمانی برو هر روز یا هر دو روز یکبار دوش بگیر آدم
بوی عرق خودش را نمی فهمد دیگران هم به رویشان نمی آورند . فلوکستین با مغز من
سازگار بود اگر دیدی وسواس داری یا افسرده شدی صبح ها یکی یکی بعد دو تا دو تا و
بعد چهار تا چهار تا بخور . نترس معتاد نمی شوی . پسرم این مواد مخدر بد جانوری
است از نامشان هم بترس .
پسرم هیچ وقت احساس گناه نکن فقط اشتباه هایت را یاد داشت
کن تا وسط دو نیمه اصلاح کنی . پسرم هدف های بزرگ را بی خیال شو که سنگ بزرگ علامت
نزدن است هدف های کوچک و کوچک تر داشته باش و ذره ذره جلو برو . پسرم قرار نیست
اگر دیگران یک غلطی کرده اند تو هم همان غلط را بکنی تو می توانی غلط دیگری بکنی .
پسرم خورشید باش و بر همه بتاب و برای نوری که می دهی هر دو ماه قبض نفرست . پسرم
اینقدر خمیازه نکش اگر خوابت می آید من به این زودی ها نمی میرم برو بخواب . پسرم
اگر به خاطر ترس از طوفان نمک یا حمله داعش از باغمیشه رفتی خیلی ترسویی اما اگر
به خاطر سرعت اینترنت بود اشکالی ندارد .
پسرم هیچ راهی برای اثبات یا رد خدا وجود ندارد زور نزن .
خدا همین حسی است که داری . همه ما را که جمع کنند خدا می شویم . اصلا خدا همین
جهان است که می بینی با همه قانون های فیزیکی و متافیزیکی اش و شاید جهان های دیگر
و اصلا تو به جهان های دیگرش چکار داری همین جهانش را آباد کن بقیه پیشکش .
پسرم دشمنی ها را ادامه نده . هر کجا از دشمنی برگردی سود
کرده ای . همیشه آرامش خود را حفظ کن . نترس چیزی از تو کم نمی شود اگر هم کم شود
حتما به جای دیگری منتقل شده است یا به حالت دیگری تبدیل شده است . کلا مقدار ماده
و انرژی در جهان ثابت است . چیزی از بین نمی رود بلکه به صورتی دیگر تبدیل می شود
. پس در خودت خلاصه نشو و هستی را بچسب . چه فرقی می کند که قلب تو بتپد یا قلب یک
مارمولک . وقتی یک مارمولک خوش است باید تو هم خوش باشی .
پسرم نترس خدا تمام نمی شود . به همه می رسد . به اندازه
همه هست . جنگ و دعوا ندارد . پسرم خدا سخت نیست ساده است آنقدر ساده که باورت نمی
شود . پسرم خدا دم دست ترین چیزی است که به ذهنت می رسد . خدا مثل آّب خوردن است .
فلسفه و کلام لازم ندارد . مسجد و مدرسه هم لازم ندارد . خدا در قلب های مردم
اینهمه قرن زنده مانده است و گرنه اگر به مسجد و مدرسه بود که خدا را روز روشن
کشته بودند . پسرم چه خدا یکی باشد و چه دو تا باشد تو آدم باش . اصلا تو به تعداد
خدا چکار داری . مگر کلاس ریاضی است .
اگر خدا هم بگوید آدم نباش تو آدم باش . پسرم هیچ وقت برای
ذهنت خط قرمز نکش شاید خدایت آن طرف خط مانده باشد . پسرم هیچ وقت خدا را در یک
ذوزنقه جا نده . تو همه شکل ها را بلد نیستی . کارهایی که خدا آسانش کرده برای
خودت سخت نکن . پسرم هیچ وقت مدیون نباش . اگر کسی محبتی به تو کرده خودش خواسته و
حتما آنقدر بزرگوار است که دوست نداشته باشد تو مدیونش باشی . تو هم به کسی دیگر
محبت کن و انتظار نداشته باش که مدیونت باشد و بگذار این چرخه برای خودش بچرخد که
یک روز دوباره به خودت می رسد .
پسرم همه را دوست داشته باش . هیچ کس بد نیست . هیچ کس کافر
نیست . بد هم باشد بیشتر به محبت تو نیاز دارد . کافر هم باشد ببین چه کرده اند که
از خدایش فراری شده است . قلب تو با دشمنی ها سازگاری ندارد . قلب تو تنها برای
دوست داشتن است . با دشمنی ها قلبت را زجر نده . پسرم من دوست داشتم همیشه سیب
بخورم . مادرت هم سیب را دوست داشت . یکبار مادرت وقتی دختر بود مریض شده بود
فرشته می گفت یک سیب را بو کرده بود و خوب شده بود . نترس با سیب خوردن دیگر کسی
را از بهشت بیرون نمی کنند .
پسرم . با ادبیات کلیشه ای و تکراری با خدایت حرف نزن . با
ادبیات خاص خودت و حرفهای تازه با خدایت حرف بزن . نگذار خدایت برایت تکراری شود .
خدا را هر قدر ورق بزنی تمام نمی شود . داستان خدا پایانی ندارد . خدا یک داستان کوتاه
نیست که نوشته باشند و تمام شده باشد . پسرم خدای دیروزت همان خدای امروزت نیست و
نباید هم باشد که خدا هر روز برایت تازه می شود که تو هر روز که می گذرد آدم دیگری
می شوی . پسرم هر روز که ورژن ذهنت بالاتر می رود خدایت را از شبکه لایتناهی آپدیت
کن . باید ذهنت با خدایت سازگار باشد و گرنه یا ذهنت زجر می کشد یا خدا آن تو خفه
می شود . عوام نباش . خدایت را بدنیا نیامده سقط نکن . بگذار هر صبح خدایت در ذهنت
شاخ و برگهای تازه بدهد . بگذار خدایت شکوفه بدهد و پرنده ها در شاخه هایش آواز
بخوانند . از خداهایی که چنگی بدل نمی زنند دست بکش .
پسرم فرصت بده تا زندگی آدمت کند . هر روز که بیدار می شوی
آدم دیگری باش . نگذار دیروز امروزت را ازت بگیرد . پسرم نمی شود که همه زندگی نگران باشی باید به
خدایت اطمینان کنی یعنی چاره ای نداری یعنی برای او زندگی کنی و برای او کار کنی و
خیال کنی که او از آن بالا یا از آن پایین یا از آن هر جا هوایت را دارد اینجوری
راحت تری با فکرهای منفی کار به جایی نمی رسد به جایی هم برسد نمی ارزد بیارزد هم
بی خیال شو پسرم یک چیز دیگری هم می خواستم برایت بگویم که یادم رفت یعنی از
توانیر که پیچیدم به پاسداران یک فکر بکری به ذهنم رسید اما از پلیس راه گذشته
نرسیده به سه راه امند یادم رفت .
پسرم هیچ وقت کسی را که دروغ می گوید ضایع نکن خیلی ها که
در دور و برت هستند دروغ می گویند از دروغ هایشان برنیاشوب اما حواست باشد که از
طناب دروغ هایشان بالا نروی اصلا تو فرض کن همه حرفهایی که می شنوی درصدی از دروغ
قاطی شان است اینجوری من خیالم راحت تر است که کمتر فریب می خوری . پسرم خیلی ها
راه غلط می روند زیاد کاری به کارشان نداشته باش خودشان یک روزی بر می گردند تو که
مسئول دیگران نیستی و یادت باشد اصلا خوب نیست که کسی را به زور هدایت کنی .
پسرم غصه هیچ کس را نخور اصلا غصه خوردن نه سودی برای تو
دارد و نه سودی برای کسی که غصه اش را می خوری . خاله زنکی نباش خواهش می کنم خاله
زنکی نباش زشت است که در قرن بیست و یکم هنوز کسی خاله زنکی باشد . دنبال جادو و
جمبل و فال بین و از این حرفها نرو هر چند خیال کنی که شاید خبری باشد . همیشه شکر
گزار و راضی باش خودت را به خاطر نداشته هایت عذاب نکن از نداشته هایت برای خودت
عقده درست نکن .
تو می توانستی یک کرم خاکی یا یک جلبک بدنیا بیایی یا یک
سوسک که در چاه مستراح بزرگ شده باشد با انتظارات بی جا و زیادی زندگی را بر خودت
تلخ نکن . تو آفریده نشده ای که همیشه پریشان باشی یا زجر بکشی اینها را از ذهنت
بیرون کن خدا از آن بالا هوایت را دارد فکرهای بلند داشته باش و تا دیر نشده هر
غلطی که می خواهی بکن پسرم هزار جور حقیقت در دنیا هست خودت را در یکی شان خفه نکن
و با حقیقت های دیگر به خاطر تنها حقیقتی که شناخته ای نجنگ اصلا یادت باشد که
حقیقت نیاز به جنگ کردن ندارد این دروغ است که نیاز به جنگ کردن دارد .
حقیقت مثل نور خورشید همه جا می تابد . همه رودخانه ها آخرش
به دریا می رسند شک نکن . پسرم خودخواه نباش اما زن ذلیل هم نباش بچه ذلیل هم نباش
پدر و مادر ذلیل هم نباش دوستان ذلیل هم نباش پول ذلیل هم نباش شغل و مقام ذلیل هم
نباش اگر از من می پرسی خدا ذلیل هم نباش اصلا خدا دوست ندارد که تو ذلیل باشی ترا
آفریده است که سربلند زندگی کنی و سربلند بمیری پسرم چشم بسته از کسی اطاعت نکن
گیرم که از تو عاقل تر باشد . از خدا هم چشم بسته اطاعت نکن . چشم بسته اطاعت کردن
بدرد لای جرز می خورد . خدا ترا چشم و گوش بسته دوست ندارد . البته من فقط خدایی
را که خودم شناخته ام می گویم . شاید خدایی که تو بشناسی اخلاقش فرق کند . اصلا شاید
خوب نباشد ما از طرف خدا حرف بزنیم . یعنی از بس همه اخلاق های گندشان را به خدا
چسبانده اند آدم مجبور می شود بگوید که نه خدا آنجوری نیست و اینجوری است و گرنه
اگر می گذاشتند خدا جای خودش بماند که کار به اینجا نمی رسید .
پسرم زرنگ باش اما زرنگی نکن . خیلی وقت ها بریدن از لذت ها
از خود لذت ها لذت بخش تر است . اصلا اگر همه هدفت لذت بردن از زندگی باشد نمی
توانی لذت ببری . لذت بردن باید خودش بیاید و گرنه الکی خودت را برای خودت و
دیگران خوش نشان دادن است .
پسرم این دنیا برای زندگی است پس خواهش می کنم تا زنده هستی
ادای مرده ها را در نیاور اصلا تو به مرگ چه کار داری مرگ برای مردگان است و هیچ
وقت تا کسی زنده است نمی میرد فقط یادت باشد زیباتر زندگی کن تا زیباتر بمیری و تو
این زیباتر را دست کم نگیر که خدا از همین زیباتر شروع می شود و اصلا ثانیه ها که
اینهمه جلو می روند فقط برای زیباتر شدن است و خیال نکنی که زیباتر شدن به چشم و
ابرو است که چشم و ابرو یک توهم بینایی است و آنکه برای مغز ترجمه اش می کند هیچ
چی حالی اش نیست و اگر حالی اش بود که زیبایی کارش به اینجا نمی رسید . پسرم در
درون تو دنیایی وجود دارد که هزار برابر بزرگتر و زیباتر از دنیایی است که در آن
بدنیا آمده ای و در آن می میری .
پسرم نازک نارنجی نباش . قهر نکن . لوس بازی در نیاور . آه
نکش . زانوهایت را بغل نکن . داشته هایت را بنویس . کسی از تو به خاطر نداشته هایت
انتظاری ندارد . انتظاری هم داشته باشد احمق است . پسرم داشته هایت آنقدر زیاد است
که نمی توانی بنویسی . به داشته هایت عادت کرده ای و عادت که کنی کور می شوی و نمی
بینی شان . باید داشته هایت را از اول کشف کنی . مثل یک ناشنوا که تازه پیوند
حلزون گوش شده باشد و از شنوایی اش لذت ببرد . لذت ها برایت مرده اند چرا که داشته
هایت برایت مرده اند .
پسرم خسته نباش و اگر خسته بودی یعنی باید تغییر کنی و اگر
تغییر نکردی به خستگی ات ادامه بده تا روزگار ترا تغییر دهد . پسرم با وفا باش اما
سگ نباش . اگر از من می شنوی به خاطر یک تکه استخوان باوفا هم نباش . با وفا هم
بودی نمک گیر نباش که آدم را ذلیل می کند . اصلا یکی غلط کرده به تو خوبی کرده که
تو مدیونش باشی . اصلا نمی خواهد مدیونش باشی . به درک که خوبی کرده . داشتم می
گفتم سگ نباش . سگ هم بودی کسی را گاز نگیر و فقط پارس کن . و باید برای تک تک
پارسهایت دلیل داشته باشی . شهر هرت که نیست . شهر هرت هم باشد تو بی حساب و کتاب
پارس نکن .
پسرم این تمدن فرو می ریزد حواست باشد آجرهایش به سرت نخورد
. پسرم دروغ در رگ و پوست و استخوانهای مردم تنیده است اما تو ملامتشان نکن که
دیری نمی گذرد که یکی از آنها می شوی . به پرچم هایی که بر برج و باروی این تمدن
افراشته اند دلخوش نباش و از این نردبان که دارد سقوط آزاد را تجربه می کند بالا
نرو . پسرم نان خشک بخور اما نان به نرخ روز نخور . پسرم رشوه نگیر و رشوه نده
بگذار کارت لنگ بماند .
پسرم من دوست ندارم وقتی مُردَم به در
و دیوار اعلامیه بچسبانی . حالی ات شد . دوست ندارم مجلس ختم بگیری . حالی ات شد .
دوست ندارم کسی بیاوری که مردم را به گریه بیاندازد . حالی ات شد . اصلا من از
نوحه خوان یا مداح یا عرش خوان یا ملا یا هر کس که آن بالا یا آن پایین بنشیند
خوشم نمی آید . حالی ات شد . اینها که می نویسم شوخی یا طنز نیست . من از بچگی از
این فرهنگ خوشم نمی آمد . می خواستی چکار کنم . از اول از خیلی از حرف ها و کارهای
این مردم خوشم نمی آمد . می خواستی چکار کنم . بچه که بودم فکر می کردم که همه چیز
بدیهی است و همه چیز باید همینجور باشد که دور و برم است . اما الان که فکر می کنم
می بینم چقدر ساده بودم . و این ساده بودن چیزی در مایه های خوب بودن و احمق بودن
است . دیگر حتی تاریخ چند هزار ساله مان هم چنگی به دلم نمی زند . دوست ندارم الکی
قربان صدقه مردم بروم . دیگر از هر چیزی که بوی اینجا را می دهد بدم می آید . یک چیزی
در این سرزمین هست که بوی گند می دهد . بوی گندش آدم را فراری می دهد . و گرنه من
به غرب چکار دارم . پسرم من خود باخته نیستم . غرب زده هم نیستم . من یک شرق زده
ام . از این شرق و بوی لجنش زده شده ام .
پسرم تو مرا الگوی خودت قرار نده اما
از اشتباه هایم عبرت بگیر . پسرم من فرصت های زیادی داشتم که یکی یکی هدر دادم .
پسرم به ذهنت مسلط باش و بیشتر از هر چیز روی خود شناسی ات وقت بگذار که سود این
دنیا و آن دنیایت در آن است . شب ها مسواک بزن و از زیر سقف و لوسترها بیرون برو و
در بی کرانگی آسمان و دوری ستاره ها غرق شو . خودت را مثل من داخل چهار دیواری
اتاقت حبس نکن . دنیای تو باید بزرگتر از دنیای من باشد . دوست ندارم تو هم یکی
مثل من باشی . دنیای تو باید چیزی باشد که به ذهن من نمی رسد . پسرم کاری به
متافیزیک نداشته باش و همان فیزیک بیشتر بدردت می خورد . هر قدر متافیزیک را کمتر
انگولک کنی بیشتر به نفعت است . به آنچه برایت ملموس است و مسئول آن هستی بپرداز و
با نا ملموس ها و از ما بهتران کاری نداشته باش . اصلا اگر متافیزیک برای تو
آفریده شده بود اینقدر در پرده نبود . اینقدر مبهم نبود .
ذهنت را به خاطر متافیزیک خسته نکن .
نسل من بیشتر ذهنش را صرف متافیزیک کرد و آخرش به هیچ جایی نرسید . اما غربی ها که
همان فیزیک را چسبیدند به متافیزیک هم ناخواسته رسیدند . پسرم خطاهای ذهنی من کم
نبود . خطاهای ذهنی مرا تکرار نکن . از خودت بیرون بیا و دوباره به خودت برگرد .
از خدایت فرار کن تا دوباره با اشتیاق به سویش برگردی . نگذار خدایت برایت بدیهی
شود . پسرم کله خراب هم بودی دیگر جهان را خراب نکن . فقط برای خودت کله خراب باش
. پسرم باورهایت را به دیگران تحمیل نکن . پسرم خدا سه بعدی نیست هزار بعدی است .
تازه سه بعدی هم باشد از هر زاویه ای به شکلی دیده می شود . پسرم خدا نام دیگر
حقیقت است .
سلام پسرم . جان خودم این ویندوز
آنقدر ادا در آورد که اصلا یادم رفت چی می خواستم برایت بنویسم . راستش را بخواهی
چیز خاصی هم در ذهنم نبود . امروز مامان رفته بود کارنامه ات را گرفته بود که همه
اش خیلی خوب بود و باهم رفتیم از بازارچه کتاب روبروی مسجد انگج یک میخکوب و یک
کاغذ سوراخ کن برایت خریدیم . پسرم این دنیا یک قانون هایی دارد که در کتابهای
فیزیک و شیمی نوشته اند مثل همان جاذبه زمین و افتادن سیب و از این حرفها . یک
قانونهایی هم هست که شاید من در آوردی باشد و من نمی خواهم اسمشان را قانون های
متافیزیک و از این حرفها بگذارم دلم هم نمی آید که بگویم خرافات و تلقین و از این
حرفها است .
از امروز یکی یکی این قانونهای من در
آوردی را که خودم کشف کرده ام برایت می نویسم فقط خواهش می کنم اگر خندیدی هم بلند
نخند و خرافاتی هم جد و آبادت است . قانون اول اینکه به هر چیزی بخندی همان چیز
سرت می آید . قانون دوم که خیلی شبیه قانون اول است این است که هر کسی را سر چیزی
آشکار یا پنهان و یا حتی در دلت ملامت کنی به همان چیز دچار می شوی . خدایی حال
کردی . قانون سوم اینکه نتیجه کارهایت را یک جوری می بینی شک نکن حالا چه جوری اش
را خودت یک روزی می فهمی . باور کن خسته ام . شب بخیر .
پسرم چقدر دلم برایت تنگ شده است .
پسرم از چند چیز بترس اول عشق دوم دوست داشتن سوم مدیون بودن چهارم مقدس بودن پنجم
تعصب داشتن ششم حقیقت مطلق که این شش تا عقل سلیمت را یکجورهایی کور می کند و ترا
از انسان بودنت و به تعالی رسیدنت باز می دارد و همین شش تا به جنگ ها و دشمنی ها
و اختلاف ها و جنایت ها و کج روی ها دامن می زند و شاید هزار تای دیگر هم باشد ولی
من فقط همین شش تا را بلدم که برایت نوشتم بقیه اش را خودت باید کشف کنی و برای
پسرت یا دخترت یا نوه ات یا هر کس که دوست داشتی بنویسی . به آن شش تا احترام را
هم اضافه کن که اگر از حد بگذرد عقلت را لنگ می کند .
پسرم حقیقت از یک نقطه که طول و عرض و
ارتفاعی ندارد شروع می شود و بسط می یابد تا به یک خط که یک بعدی است و شاید همان
صراط مستقیم باشد می رسد و کم کم هزار خط می شود که روی یک صفحه دو بعدی به این ور
و آن ور رفته اند و در همین نقطه برخورد خط های متقاطع است که جنگ ها و اختلاف ها
پیش می آید تا اینکه حقیقت سه بعدی می شود و از هر زاویه ای به شکلی دیده می شود و
همین جاست که ناظرهای تیز بین هم گیج می شوند و اختلاف بین علما پیش می آید و
آنوقت زمان را که اضافه کنی حقیقت چهار بعدی می شود و صحبت از آن می شود که کدام
حقیقت و کدام خدا یعنی ناظر در کدام زمان و کدام مکان دارد از کدام حقیقت و کدام
خدا حرف می زند و اگر از حقیقت پنج بعدی و بیشتر بپرسی مغز من یکی که قد نمی دهد و
منظورم این بود که حقیقت مطلق همان نقطه بود که هنوز ابعادی نداشت و این حقیقت چند
بعدی که می بینی هیچ وقت مطلق نیست و همه جایش نسبی است .
پسرم من خدا را ندیده ام اگر تو هم
دیده ای باور نکن که خدا دیده نمی شود و آنچه دیده شود خدا نیست و تنها یک خیال
است و تنها یک توهم است . پسرم خدا اول همه دنیا را خیال کرده است تا به داستان
آدمها در کره زمین رسیده است بعد خودش را جای تک تک این آدمها گذاشته است و این
همان خود آگاهی است یعنی خداهای کوچکی که در ذهن تک تک آدمها حضور دارد و همه
سیگنال های بینایی و چشایی و بویایی و شنوایی و لامسه را که به مغز می رسد حس می
کند .
پسرم من از اول اینجوری نبودم یواش یواش
اینجوری شدم پدرم یک ارتشی بود که در جنگ کشته شد حالا این جنگ حق علیه باطل بود یا
هر چی نمی دانم آنوقت من نمی دانم چه جوری شد که یک پزشک عمومی شدم حالا شاید تو یک
نقاش یا یک فعال حقوق بشر یا یک نجار یا اصلا یک استاد دانشگاه یا یک بمب گذار انتحاری
باشی و هزار بار هم گفته ام که هر چه می خواهی باش فقط آدم باش و منظورم از آدم باش
این نیست که دایناسور یا کروکودیل نباشی پسرم من در دهه پنجاه بدنیا آمدم و در دهه
شصت به مدرسه رفتم و در دهه هفتاد در تهران دانشجو بودم و در دهه هشتاد در بهداری زندان
تبریز کار می کردم که تو بدنیا آمدی و الان که اینها را می نویسم دهه نود است و تو
کلاس سوم ابتدایی هستی می خواهم بگویم همه اش مثل برق می گذرد حواست را جمع کن و تا
دیر نشده کاری بکن .
پسرم حرف راست نیازی به زور ندارد .
حرف راست نیازی به جنگ و دعوا ندارد . حرف راست نیازی به تهدید ندارد . حرف راست
نیازی به قسم خوردن ندارد . حرف راست نیازی به معجزه ندارد . حرف راست نیازی به
کرامت ندارد . حرف راست نیازی به مقدس بازی ندارد . حرف راست نیازی به تعصب ندارد
. حرف راست نیازی به ادا و اطوار ندارد . حرف راست را بچسب حتی اگر همه مردم چپ چپ
نگاهت کنند .
پسرم در این شهر هر از چند گاهی چیزی
همه گیر می شود . یکباره همه طلاهایشان را می فروشند زمین می خرند . چند وقت بعد
همه زمین هایشان را می فروشند سکه می خرند . چند وقت بعد همه دو شیفت کار می کنند
. چند وقت بعد همه گاراژ خانه شان را اجاره می دهند . چند وقت بعد همه می روند از
بانه ماهی تابه می آورند . چند ماه بعد همه به کیش می روند . چند وقت بعد وام بر
می دارند خانه دنجشان را خراب می کنند چند طبقه می سازند . کاری به خوب یا بد بودن
کارهایشان ندارم . بیشتر منظورم همه گیری کارهایشان است . که دنبال هم راه می
افتند تا از بقیه عقب نمانند . خوشبختی شان وابسته به خوشبختی دیگران است . نه
اینکه تا دیگران خوشبخت نباشند اینها احساس خوشبختی نمی کنند . نه پسرم کجای کاری
. اینها می ترسند یکدفعه دیگران خوشبخت بشوند و اینها بمانند . یعنی اگر تو بچه ات
را مدرسه فوتبال یا کلاس گیتار بگذاری همه احساس می کنند که اگر بچه شان را مدرسه
فوتبال یا کلاس گیتار نگذارند از قافله خوشبختی عقب افتاده اند . اصلا ذهنشان را
با ذهن دیگران کوک می کنند . عجیب خودشان را گم کرده اند . یکجور همه معیارهای
درونی شان بهم ریخته است . نگذار این ذهن های شیر تو شیرشان در تو اثر کند . عجیب
هول کرده اند . دنبالشان راه نیفت . نترس عقب نمی مانی . نترس که با همین سرعتی که
رفته اند بر می گردند .
پسرم هر کاری کنی این مردم چیزی پشت
سرت می گویند . همه شهر هم اگر پشت سرت حرف بزنند تو کار خودت را بکن . از رسوایی
نترس . نترسیدن از رسوایی خیلی لذت بخش است . اگر تجربه نکنی یک هشتم عمرت به فنا
رفته است . پسرم از فقر نترس . ترس از فقر از خود فقر بدتر است . خیلی ها فقیر
هستند اما احساس فقر نمی کنند . خیلی ها پولدار هستند اما احساس فقر می کنند .
خودت را اذیت نکن . از خودت انتظارات بی جا نداشته باش . برای موفقیت حریص نباش .
کار خودت را بکن موفقیت خودش می آید . نیامد هم نیامد . از جوانمردانه بازی کردن
لذت ببر . خدا را شکر نکن فقط همیشه راضی باش و از داشته هایت بیشترین استفاده را
برای خدمت به خودت و دیگران بکن . خدا نیازی به کارهای تو ندارد . داشته هایت برای
دیگران است شک نکن . خدا برای تو است تو هم برای خدا باش ضرر نمی کنی . یاد بگیر که
از خدا انتظاری نداشته باشی . بدنبال علاقه هایت برو . اگر از کاری خوشت نمی آمد
رها کن . کار قحطی که نیست . تو حتما به یک دردی می خوری دنبال همان برو .
پسرم من هیچ وقت آشپزی بلد نبودم اما
تو یاد بگیر حتما بدردت می خورد . گرسنه بودی یک وقت نروی کالباس بخوری . مامان
کبریت را روی لباس شویی می گذارد . پسرم من تنبل بودم اما تو تنبل نباش . کفش های
خودت را که واکس می زنی کفش های مرا هم واکس بزن . پسرم کلا تعارف نکن که من از
تعارف کردن خوشم نمی آمد . خیلی هم با ادب و بچه دبستانی و پاستوریزه نباش . پسرم
فکر های محال نکن . نق نزن . این دنیا همین است که هست . می خواستی یک دنیای دیگری
بدنیا می آمدی . حتما درصدهایت پایین بود که اینجا افتاده ای . شاید هم بالا بود .
اینجا هم بد نیست . کم کم عادت می کنی . فقط حواست باشد که زیاد هم عادت نکنی .
پسرم سخت نگیر . آسان هم نگیر . اصلا
کلا خودت را نگیر . گیر نده تا گیر ندهند . پسرم تو همانی که فکر می کنی . پس فکر
های خوب خوب کن . پسرم آدمها باهم فرقی ندارند . همه شان سر و ته یک کرباسند . و
تو هم تنها یکی از آنهایی . نه بیشتر و نه کمتر . یادت باشد که پسر همسایه فرقی با
تو برایم ندارد . یعنی نباید داشته باشد . آدمها همه یک جورهایی خوبند . همه یک جورهایی فوف العاده
اند . همه یکجورهایی شاهکارند . پسرم هیچ کس بد نیست . شاید این ذهن تو است که بد
می بیند . گاهی باید ذهنت را سر و ته کنی تا دنیا را وارونه نبینی . پسرم کاری به
سیاست نداشته باش . بگذار هر کس هر غلطی می خواهد بکند . آدمها را بچسب . ذهن ها
را . و اول از همه ذهن خودت را . چشمهایت را که ببندی تنها تو می مانی و یکی که
خیال می کنی باید باشد . یکی که نیاز داری در تنهایی هایت با او حرف بزنی . تند
نرو . کلا بالای صد و بیست تا نرو . اصلا نرو . شاید آنچه می گردی زیر پایت باشد .
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر